فیک : ددی مافیایی من

فیک : ددی مافیایی من

پارت : ۱۵

جیا ویو :

واووو خیلی خوشتیپ شده بود و بعد از چند ثانیه به خودم اومدم
و تهیونگو صدا زدم

جیا : تـ یعنی ارباب بـ بریم؟

تهیونگ : هـ ها؟
بریم

تهیونگ ویو :

دیگه ساعت شیش شده بود برایه همین رفتنم سمته اتاقه جیا و دره اتاقشو باز کردم که دیدم جیا شبیه به فرشته ها شده
خیلی خوشگل شده بود!
همینطور داشتم با شک بهش نگاه میکردم که با صدا زدناش به خودم اومدم

تهیونگ : هـ ها؟
بریم

جیا ویو :

با تهیونگ رفتیم و سواره ماشینش شدیم و رسیدیم به یه عمارت خیلی بزرگ بود ولی در مقایسه با عمارته تهیونگ خیلی کوچیک بود رفتیم و سره جایه مورده نظر نشستیم که تهیونگ رفت کناره شیش تا پسر که نمیشناختمشون البته جونگ کوک و جیمین رو میشناختم ولی بقیشونو نه ( اوووو عزیزانم میتونید حدس بزنید که اون چهارتا پسره دیگه کی بودن نه؟ ?)
که تهیونگ، جیمین، کوک و اون چهارتا پسری که نمیشناختمشون اومدن سمتم

جیمین : سلام جیا شیی

جیا : سلام اوپا

جیا : ببخشید ولی میتونی بگی که این چهارتا پسر کی ان

کوک : اوووو بچه ها خودتونو معرفی نکردید؟
بدویید معرفی کنید

جین : سلاممم من ورلد واید هندسامم

جیمین : یااااا هیونگ مسخره بازی در نیارر

جین : یاع یاع یاع ( میدونید خنده هایه جین چطوره دیگه؟ 🗿😂)
باشه باشه خب جیا شی من کیم سوکجینم ولی همه جین صدام میکنن و هیونگه همه این پسرا ام
دیدگاه ها (۱)

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۱ | «حقیقتی که باید گفته م...

رمان : رفتار سرد

رفتار سرد

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

پارت ۵۴🌅 ویو آتکم‌کم هوا تاریک‌تر شد و ساحل خلوت‌تر شد. وسای...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت پنج

ـLove and the moonPart48یونا بلند داد زد: گمشو عوضی دیگه به...

رمان : رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط