{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Red moon

Red moon
P15
ماه قرمز

جونگ کوک ویو
ی دفعه پرید بغلم بغلش چه حس خوبی میده

جونگ کوک: گمشو اون ور
ات: چیییی؟ ؟
جونگ کوک: هوف
ات:گمشو اصن
جونگ کوک: دارم میرم بخوابم
ات:برو ب کتفم
جونگ کوک : هعی

فردا شب

ات ویو
ی لباس باز پوشیدم آرایش خیلی قشنگ کردم و عطرم رو زدم

جونگ کوک : به به با این لباس کجا تشریف میبرین؟

ات:ب ت چ

جونگ کوک : شوهرتم

ات:دارم میرم بار بای

جونگ کوک: با این لباس ( عربده )

ات: چتههه؟؟؟؟؟؟

جونگ کوک : زود عوض کن

ات:گمشو بابا من و تو اجباری ازدواج کردیم بفهم

ات رفت

جونگ کوک ویو
من دوسش دارم عاشقشم ولی نمیدونه و این عشق یک طرفس پس هیچ وقت بهش نمیگم

ات ویو
رفتم بار و کلی م...س..ت کردم دیگه هیچ چیز حالیم نبود

ات: الو سلام جونگ کوک عاشقتم بیا دنبالم (حالت مس..تی )

جونگ کوک: ودف چقد مگه خورده

جونگ کوک ویو
رفتم اوردمش توی خونه که یهو بغلم کرد منم بغلش کردم و از این فرصت استفاده کردم

بچه ها ات کرم ریخت کوک چیز شد همون آره همون ک توی ذهن کثیفته

و رفتن توی اتاق دعا کردن

صبح
لایک : ۲۰
کامنت :۱۸۰
اسلاید ۲ لباس ات
دیدگاه ها (۲۶۸)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

پارت ۲۶

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

شب شده بود و همه‌ی فامیل توی حیاط نشسته بودن.ات کنار جونگ‌کو...

پارت ۳۷

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط