فیک_سناریو_تهیونگ

Part 10



سلام سلام 👋عزیزای دلم امیدوارم حالتون عالی باشه و راستی ممنونم از حمایت تاتون 🥰
امروز شاید دوتا پارت دیگه هم بزارم حالا حرف بسه بریم سراغ این پارت


╭──────༺♡༻──────╮
❤Lets go❤
╰──────༺♡༻──────╯


اعضا خونه دخترا رو پیدا کرده بودن و دیدن و حالا بریم سراغ افکار اعضا 😁
نامی:خب میشنوم افکارتون رو بگید( آفرین 🎉نامی زدی تو هدف)
جیمین:یعنی باهم زندگی میکنن
-آره فکر کنم مثل ما دیگه
جین:آره منم موافقم
جونگکوک:کاشکی میشد بریم تو 🥺
شوگا:جونگکوک دیگه چی؟
جونگکوک:تو که از خداته

از ویو اعضا بیایم بیرون بریم پیش دخترا که فردا میخوان برن سفر
+بدویید وسایل هاتون رو جمع کنید ولی یادتون نره خونه رو کول نکنید ببرید ها وسایل مهم رو بردارید
(راستی نینا چرا ساکته 😂)
نینا:من جمع کردم ( زبون درازی کرد)
+من یه تورو بزنم چجوری انقدر زود جمع میکنی
نکته:پنجره بازه و پرده هم کشیده نشده یعنی اعضا دارن داخل رو میبینن ولی ذهنتون رو کنترل کنید لباساشون مناسب عکساشون رو براتون آپیود میکنم 😁😂
آیو:من جمع کردم
آسا:منم
تینا:me too
+فقط من جمع نکردم 😭من شما ها رو باید بزنم
حالا بعد از قرن ها ا/ت هم وسایلش رو جمع کرد.
حالا دوباره باید بریم سراغ ویو اعضا
-اینا چرا شبیه موش و گربه دنبال همن؟
جیمین:امیدوارم اومدن پیش ما ما زورمون بهشون برسه( با شوخی )
جین:من برای خودم یه پا موش و گربه هم
همهی اعضا:😂😂😂😂
خب حالا اعضا هم رفتم سراغ کار و زندگیشون

صبح شد 🌞🌞🌞🌞

+باشید پاشید( با داد)
همه:واییییییی ول کن 😭
کی میخواد بره سفر پاشه
همه چشم بسته پاشدن
خب اینا کارای لازم رو انجام داده و راهی سفر شدم و باز اعضا هم دنبال اینا افتادم رسیدم به یه جنگل و پایه جیمین روی یه شاخه رفت و صدای داد( 🪵🍃🌱)
دخترا :کسی اونجاس؟
+فکر کنم اشتباه کردیم
تینا:ولی بوی عطر گرون قیمت میاد کدومتون زده؟
شوگا یدونه زد تو کله جیمین( 😂)
شوگا:خاک تو سرت یه روز عطر نمیزدی( یواش گفت)
جیمین:حالا تهیونگ که دوش گرفت با عطر اگه ا/ت آرمی باشه پدرمون در میاد
+بچه ها دقت کنید بوی یکی از اعضا داره میاد( نفس عمیق کشید)آها بوی تهیونگ ولی اون که اینجا نیست؟
نینا:این جنگل هم مشکوکه ها حالا شما حواستون به پشت هم باشه
ا/ت یه به پشتش نگاه کرد
+فکر کنم اشتباه کردم آخه تهیونگ اینجا چیکار میکنه؟
جونگکوک یه دونه زد تو سر تهیونگ:خاک تو سرت کنم از بیخ گوشمون رد شد اگه می دیدنمون چی گو*هی میخوردیم؟( ببخشید 🙏)
-باشه بابا اه فعلا شما تا منو و جیمین رو ناکار نکردی بیاید بریم.
(از این به بعد علامت جیمین &)
&ولی ا/ت خیلی خوب آرمی هست ها( روبه تهیونگ )
-میدونم
&اون موقع باید ازشون میپرسیدیم که کدوممون رو اول دوست دارن نه؟
-اگه هم میپرسیدیم جواب نمیدادن
شوگا: اگه حرفاتون تموم شد بیاید چادر بزنیم تا ما رو پیدا نکردن
جونگکوک:آب نداریم که تهیونگ برو آب ببار
- من
جونگکوک: نه پس عمم
-باشه
تهیونگ رفت آب بیاره
+من تشنمه میرم آب بیارم بطری هاتون رو بدید
*ویو تهیونگ*
رفتن شیر آب رو باز کنم که صدای قدم های یکی رو شنید گفتم حتما اعضا هستن دیگه یهو دیدم ا/ت نمیدونستم اون موقع کجا برم برای همین کنار یه درخت وایسادم تا ا/ت بره
*ویو ا/ت*
داشتم میرفتم آب پر کنم حس کردم یکی اونجا به خودم گفتم شب بخاطر اون هست بابا آب رو پر کردن و برگشتم
-بدو بدو برگشتم پیش اعضا
&چته
-(نفس نفس)......
جونگکوک:چته یارو
-ا.... ا..... ا/ت رو دیدم
&خب نکنه لو رفتیم
-نه داشتیم میرفتیم
جونگکوک:ای اسکل
-خودت اگه بودی نینا میومد بعد جای قایم نداشتی چی کار میکنی ها( بلند)
جونگکوک:باشه بابا یه ا/ت رو دیدی شیر شدی
-من شیر نشدم آقا شما منو ندیدی
جین:بسههههه مغزم رفت اه 😡

حالا بگذریم از اینا یک هفته کامل تموم شده بود و باید بر میگشتم خونه
+خیلی خوش گذشت بدون هیچ استرس
تینا :و همچنین استری کیدز
تا پارت بعد بای 😘
شرط :
لایک 3 تا ❤
کامنت برای نظر یادت نره
خوب نوشتم؟ 😁
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

سرنوشت پارت (۱۲)

«اسلاید بعد شخصیت های اصلی»(تابع قوانین ویسگون)سیلام بریم بر...

ادامه قبلی

گل خونی پارت 49تهیونگ عصبی شد و با نفرت لب های جونگکوک رو می...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط