فیک : همسر قراردادی آقای جئون
پارت ۳۶
چند دقیقه قبل...
جونگ کوک به پروندهی روی میزش خیره شده بود.
روی جلدش با مهر قرمز نوشته شده بود:
«محرمانه»
رئیس هیئتمدیره گفت:
ـ قبل از اینکه بازش کنی، یه چیز رو بدون.
جونگ کوک نگاهش کرد.
ـ این پرونده هنوز کامل نیست.
ـ پس چرا آوردینش؟
ـ چون اسم یکی از کارمندهای شرکت داخلشه.
جونگ کوک اخم کرد.
ـ کدوم کارمند؟
رئیس هیئتمدیره مکث کرد.
ـ هانا.
جونگ کوک چند ثانیه بیحرکت موند.
بعد پرونده رو باز کرد.
داخلش فقط چند برگه بود.
چند عکس قدیمی...
و نام مردی که سالها پیش در یکی از شرکتهای زیرمجموعهی گروه جئون کار میکرد.
هان سونگوو
جونگ کوک آروم گفت:
ـ این کیه؟
ـ پدر هانا.
ـ ...
ـ حدود پانزده سال پیش، بعد از یه پروندهی مالی بزرگ، ناپدید شد.
جونگ کوک نگاهش رو از برگهها برنداشت.
ـ منظورتون اینه که فراریه؟
ـ نه.
ـ پس؟
ـ هیچکس نمیدونه اون شب دقیقاً چه اتفاقی افتاد.
فقط میدونیم بعد از اون حادثه...
دیگه هیچ اثری ازش پیدا نشد.
جونگ کوک پرونده رو بست.
ـ این موضوع چه ربطی به هانا داره؟
رئیس هیئتمدیره آهی کشید.
ـ هنوز نمیدونیم...
و تا وقتی مطمئن نشیم، نمیخوام کسی چیزی بفهمه.
ـ حتی خود هانا؟
ـ مخصوصاً خود هانا.
...
همون لحظه...
تقتق...
ـ بفرمایید.
هانا و مینهو وارد اتاق شدن.
هانا با نگرانی گفت:
ـ گفتین جلسهی اضطراریه؟
جونگ کوک بدون اینکه اثری از پرونده روی میزش باشه، گفت:
ـ بله.
پرونده چند ثانیه قبل داخل کشوی میز رفته بود.
ـ قرارداد دونگسان جلو افتاده.
ممکنه تا چند هفتهی آینده همهی بخشها اضافهکار داشته باشن.
مینهو سری تکون داد.
ـ متوجه شدیم.
جونگ کوک نگاه کوتاهی به هانا انداخت.
برای اولین بار...
وقتی بهش نگاه میکرد، سؤالهای زیادی توی ذهنش بود.
آیا هانا چیزی از گذشتهی پدرش میدونه؟
اما هیچکدوم رو نپرسید.
ـ میتونین برگردین سر کار.
...
هانا و مینهو از اتاق بیرون رفتن.
در که بسته شد، رئیس هیئتمدیره آروم گفت:
ـ از این به بعد...
حواست بیشتر به هانا باشه.
جونگ کوک اخم کرد.
ـ منظورتون چیه؟
ـ شاید خودش بیگناه باشه...
ولی گذشته، همیشه یه روز برمیگرده.
جونگ کوک سکوت کرد.
نگاهش به در بستهی اتاق بود.
نمیدونست...
از امروز، دیگه هر نگاهش به هانا، فقط نگاه یه مدیر به کارمندش نیست.
بلکه نگاه کسیه که دنبال جواب یه راز قدیمیه.
#رمان #فیک #فیکشن #سناریو
#namjoon #jin #suga #jhope #jimin #text #teahyung #jungkook #bts
#تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #سناریو #وانشات #تکپارتی #بی_تی_اس
#نامجون #جین #سوکجین #یونگی #شوگا #جیمین #جیهوپ #هوسوک
چند دقیقه قبل...
جونگ کوک به پروندهی روی میزش خیره شده بود.
روی جلدش با مهر قرمز نوشته شده بود:
«محرمانه»
رئیس هیئتمدیره گفت:
ـ قبل از اینکه بازش کنی، یه چیز رو بدون.
جونگ کوک نگاهش کرد.
ـ این پرونده هنوز کامل نیست.
ـ پس چرا آوردینش؟
ـ چون اسم یکی از کارمندهای شرکت داخلشه.
جونگ کوک اخم کرد.
ـ کدوم کارمند؟
رئیس هیئتمدیره مکث کرد.
ـ هانا.
جونگ کوک چند ثانیه بیحرکت موند.
بعد پرونده رو باز کرد.
داخلش فقط چند برگه بود.
چند عکس قدیمی...
و نام مردی که سالها پیش در یکی از شرکتهای زیرمجموعهی گروه جئون کار میکرد.
هان سونگوو
جونگ کوک آروم گفت:
ـ این کیه؟
ـ پدر هانا.
ـ ...
ـ حدود پانزده سال پیش، بعد از یه پروندهی مالی بزرگ، ناپدید شد.
جونگ کوک نگاهش رو از برگهها برنداشت.
ـ منظورتون اینه که فراریه؟
ـ نه.
ـ پس؟
ـ هیچکس نمیدونه اون شب دقیقاً چه اتفاقی افتاد.
فقط میدونیم بعد از اون حادثه...
دیگه هیچ اثری ازش پیدا نشد.
جونگ کوک پرونده رو بست.
ـ این موضوع چه ربطی به هانا داره؟
رئیس هیئتمدیره آهی کشید.
ـ هنوز نمیدونیم...
و تا وقتی مطمئن نشیم، نمیخوام کسی چیزی بفهمه.
ـ حتی خود هانا؟
ـ مخصوصاً خود هانا.
...
همون لحظه...
تقتق...
ـ بفرمایید.
هانا و مینهو وارد اتاق شدن.
هانا با نگرانی گفت:
ـ گفتین جلسهی اضطراریه؟
جونگ کوک بدون اینکه اثری از پرونده روی میزش باشه، گفت:
ـ بله.
پرونده چند ثانیه قبل داخل کشوی میز رفته بود.
ـ قرارداد دونگسان جلو افتاده.
ممکنه تا چند هفتهی آینده همهی بخشها اضافهکار داشته باشن.
مینهو سری تکون داد.
ـ متوجه شدیم.
جونگ کوک نگاه کوتاهی به هانا انداخت.
برای اولین بار...
وقتی بهش نگاه میکرد، سؤالهای زیادی توی ذهنش بود.
آیا هانا چیزی از گذشتهی پدرش میدونه؟
اما هیچکدوم رو نپرسید.
ـ میتونین برگردین سر کار.
...
هانا و مینهو از اتاق بیرون رفتن.
در که بسته شد، رئیس هیئتمدیره آروم گفت:
ـ از این به بعد...
حواست بیشتر به هانا باشه.
جونگ کوک اخم کرد.
ـ منظورتون چیه؟
ـ شاید خودش بیگناه باشه...
ولی گذشته، همیشه یه روز برمیگرده.
جونگ کوک سکوت کرد.
نگاهش به در بستهی اتاق بود.
نمیدونست...
از امروز، دیگه هر نگاهش به هانا، فقط نگاه یه مدیر به کارمندش نیست.
بلکه نگاه کسیه که دنبال جواب یه راز قدیمیه.
#رمان #فیک #فیکشن #سناریو
#namjoon #jin #suga #jhope #jimin #text #teahyung #jungkook #bts
#تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #سناریو #وانشات #تکپارتی #بی_تی_اس
#نامجون #جین #سوکجین #یونگی #شوگا #جیمین #جیهوپ #هوسوک
- ۲۳.۵k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط