با خویشتن همی برم این شوق تا به خاک

با خویشتن همی برم این شوق تا به خاک
وز خاک سر برآرم و پرسم نشان دوست

دردا و حسرتا که عنانم‌ زدست رفت
دستم نمی‌رسد که بگیرم عنان دوست...🦋💞🦋

به امتداد ابدیت دوستتدارم سحرشهیم💐🫂🧿🌐
دیدگاه ها (۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۸ *رضا*خواستم آرش(مو فرفری حنایی)ر...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط