⁦✿My lovely idol⁦✿

⁦✿My lovely idol⁦✿
✯part:²⁸
هیونا: میشه با اتوبوس بریم؟
هیونا خودشم میدونست پیشنهاد مسخره ای بود بعد از یه خورده تردید
هیونا: صبر کن سریع آماده میشم⁦ هیونا رفت توی اتاق جونگکوک نگاهی به اطراف انداخت قرص و همراه لیوان آب روی میز بود احتمالاً دوباره قلبش درد گرفته جونگکوک روی مبل نشست و منتظر بود هیونا با لباس ساده ای برگشت
جونگکوک: خوشگل شدی
هیونا: ممنون
باهم رفتن پایین میخواستم سوار ماشین بشن هیونا خیلی تردید داشت به زور سوار ماشین شد جونگکوک متوجه استرسش شد
جونگکوک: چیزی شده
هیونا: نه
جونگکوک به چشم های عیونا نگاه کرد
جونگکوک: بگو
هیونا: چون هنوز با دست فرمونت آشنا نیستم میترسم
جونگکوک: چرا؟ من گواهینامه بعدشم فقط نامجو رانندگی بلد نیست من حرفه ایم
هیونا خندید
هیونا: نه فقط یه دفعه خودم تصادف کردم و از طرفی بچه بودم بابام وقتی اعصبی می‌شد خیلی با سرعت رانندگی میترسید منم می‌ترسیدم
جونگکوک مو های هیونا رو نوازش کرد
جونگکوک: جای نگرانی نیست
جونگکوک کمربند هیونا رو بست که فاصله لب هاشون خیلی نزدیک شد جونگکوک به لب های هیونا نگاه کرد و فاصله رو کم کردن که یهو تلفن هیونا زنگ خورد جو بینشون کاملا یهو بهم خورد جونگکوک نشست سر جاش و هیونا تلفنش رو در آورد پی دی نیم زنگ زده بود
جونگکوک: لعنت به خرمگس مزاحم (زیر لب)
هیونا: چشم آره کار ها رو انجام دادم
هیونا: چی؟ نه خب...
هیونا: بهتر از خود اعضا بپرسی اگر حتی به نفر مخالفت کرد باشه قبوله
هیونا: چشم
و گوشی رو قطع کرد هیونا به صندلی تکیه داد
جونگکوک: چی شد؟
هیونا: گفت نمی‌خواد من توی برنامه باشم
جونگکوک ماشین رو روشن کرد
هیونا: گفتم از اعضا بپرسه اگر کسی مخالفت کرد شرکت نکنم
جونگکوک دست هیونا رو گرفت و شروع به رانندگی کرد
جونگکوک: نگران نباش اعضا همه دوستت دارن
هیونا: قراره کجا بریم؟
جونگکوک: بوسان
هیونا: جدی؟ کجاش؟
جونگکوک: دلم غذای دریایی میخواست بریم دریا؟
هیونا: بوسان خیلی خوشگله
جونگکوک: چقدر از بوسان میدونی؟
⁦୧⁠(⁠^⁠ ⁠〰⁠ ⁠^⁠)⁠୨⁩
خوشگلا امشب نمیتونم بنویسم ولی فردا صبح زود قراره بریم مسافرت کلی پارت براتون می‌زارم💋🥳✨🙂😉
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۶)

My_idol

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part47یهو درباز شد قلبم رفت تو شلوارمگوشیو پر...

ترکم نکن

پارت³که یهو گوشیشو دید که با هزار تا پیام و زنگای جونگکوک مو...

Why Did I Fall in Love with You? | P¹²شب ـ باردوهی با دوستاش...

Part ²⁶ ویو لیلی نشستیم تو ماشین بوی ادکلن جونگکوک تو فضا...

🥀 ملکهٔ هفت گناه𓆩 پارت ۱: برخورد اتفاقی 𓆪✍🏻 Rose_Writerساعت ...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت دوازدهم 𓆪ات چند لحظه به جیمین خیره مان...

p5

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط