{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 4

part 4
(ویو ا/ت )
داشتم لباسامو تو کمد هل میدادم که صدای خنده آمد دیدم در وازه سریع لباسمو تو کمد جا دادم رفتم دمه در دیدم ته داره میخنده بهش گفتم عه ته ته
ته: داشتم میخندیم که ات بهم گفت ته ته خیلی خوشحال شدم
ته: ته ته اسمه جدیده
ا/ت: عه ببخشید منظورم همون تهیونگ بود
ته :نه خوبه همینجوری صدام کن
ات: ب..باشه حالا بیا تو
ته: باش
(ویو ا/ت )
ته اومد تو بهش گفتم میای گیم بزنیم اون گفت مگه بلد گفتم هه من بازیم خیلی خوبه

ته :باشه پس ببینیم بازنده باید برای برنده هر وسایلی که میخواد بخره

ا/ت: باشه قبول
دسته اول ا/ت برد
دست دوم ته
دست سوم ا/ت

ا/ت :یس من بررردممم باید تو باید برام چیز که میخوام بخری

ته : به کیوت بودنش خندم گرفت که ا/ت گفت
ا/ت :به چی میخندی
ته: به کیوت بودند
ات: چ..چی (خجالت )
ته :دیدم خجالت کشید لپاش سرخ شد رفتم کنارش یاااا خجالت نکش
ات : چی من من خجالت نمیکشم
ته: باشه بیا بریم پایین
ا/ت: اوه باشه
رفتیم پایین
کهههههه
دیدگاه ها (۱)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

dark love

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

همسر غیره منتظره

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط