Part²

Part²

ات :همه هستیم پس کیه

رفتم در باز کردم
با شخصی که دیدم فکر کنم دنیا رو سرم خراب شد
جذاب_عصبی_سرد_خشن_کیوت
ترین همسایه و اینکه از یاد نرود همیشه کارش سریه
ولی به هر حال همه چیش تو بار با دوستاش معلوم شد
چطور میخنده
چطور چشماش برق میزنه
عایش نباید انقدر فکر کنم اون منتطره الان جوابش بدم

ات:بله(لبخند فیک با صدای لرزان)
جونگکوک:اهم یکم صدا آهنگ کم کنید شاید مردم کار و زندگی دارن(عصبی و خشن )

ات هنوز محو مونده بود

جونگوک :دید زدنت تموم شد؟

جونگکوک یک نگاه پر معنا از سر تا پا به ات کرد

جونگکوک:شنیدم مهمونیه درسته؟
ات:بله همینطوره(لبخند فیک)

ات همینطوری مونده بود
و جونگکوک با یک ابرو بالا بهش نگاه می‌کرد
دستپاچه شد و گفت

ات:ببخشید ببخشید چیزه بفرمایید تو
جونگکوک:فعلا نه نیم ساعت دیگه با دوستام میام
ات:چشم قدمتون روی چشم حیح(لبخند فیک)

درو بست و به در تک داد و بعد تند تند........

ات: شتت شتتتت جمع کنید داره میاددد
دختره:کیی(با یک کوچولو کوچولوهااااا عشوه )
دیدگاه ها (۰)

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

مافیای من — قسمت ۱۸چیزی بیشتر از یک رازمرد روبه‌روی جونگکوک ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

part ⁷جونگکوک: م.....*پریدن وسط حرفشب.ج: تو اصن میدونی که گو...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۱ — یک قدم تا اعترافصدای شلیک بیرون انبار ه...

like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇 11تماس قطع شد.ات کتاب رو برداشت و ا...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط