می شود باز به چشم تو سرایت بکنم ؟

می شود باز به چشم تو سرایت بکنم ؟
می گذاری که من اینگونه عبادت بکنم ؟

یک نگاه از همه ی چشم تو سهمم بشود
حاضرم تا همه ی عمر قناعت بکنم

تو همیشه به خداحافظی عادت داری
نکند واهمه داری به تو عادت بکنم

چه شده ؟ باز تو از دست خودت دلگیری
بگذارید من این بار وساطت بکنم

به خدا من همه ی دار و ندارم شعر است
بپذیر این غزلم را که به نامت بکنم...‌
دیدگاه ها (۶)

و هان ای تصدقت شوم قربان درد بازوهایت برومبیا فالت را بگیرم ...

پارت ۵

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

پارت ۳ ویو ات ...خب، رسیدیم به اتاق‌ها. من و سولا رفتیم تو ا...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۵**ویو آت**مرکز خرید مثل همیشه شل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط