وقتی مچت رو میگیره (به عنوان برادرت) ¹
وقتی مچت رو میگیره (به عنوان برادرت) ¹
ا.ت ویو
صبح از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی کارام رو انجام دادم رفتم صبحانه بخورم
چند روز که نامجون صبح زود میرفت سر کار و شب برمیگشت اغلب دیر میکرد اخیراً کارش خیلی زیاد تر شده بود
مامان و بابا هم رفته بودن مسافرت منو و نامجون دو هفته تنها بودیم
ا.ت:اووو داره دیرم میشه
با عجله رفتم به سمت اتاقم و آماده شدم
مدرسه زنگ سوم کلاس ریاضی
آخرای کلاس ریاضی بود که معلم گفت
معلم:خب بچه ها کی میتونه بیاد این سوال رو حل کنه
ا.ت:✋🏻
معلم:باشه بیا حلش کن
رفتم پای تخته شروع کردم به حل کردن سوال و توضیح دادن
معلم:آفرین کاملاً درسته راستی بچه ها آخر این هفته که دوباره با من کلاس دارید از این مبحث آزمون میگیرم و اینم یکی از نمونه سوالات آزمونه
+:خانم شین این خییلیی سخته
-:راست میگه نمیتونیم تا پس فردا برای این آزمون آماده شیم فردا هم آزمون داریم نمیتونیم
خانم شین:ا.ت برو بشین شرمنده بچه ها ولی من نمیتونم آزمونم رو عقب بندازم
هه یونگ:هی تو اعتراضی نداری؟
ا.ت:نه چون این مبحث برام آسون بوده مشکلی ندارم در ضمن برای آزمون فردا هم درس خوندم پس آمادم
هه یونگ:خوش بحالت من که واقعا چیزی از این درس نفهمیدم
ا.ت:اشکالی نداره میخوای کمکت کنم؟
هه یونگ:آره خیلی ممنون پس امروز بیا خونه مون باشه؟
ا.ت:باشه ولی باید قبلش از داداشم اجازه بگیرم
هه یونگ:باشه پس منتظرم بهم خبر بده
زنگ آخر
ا.ت:نامجون پیام داده یعنی چیزی شده؟
«پیام نامجون»
سلام آبجی عزیزم
امروز کارم زودتر تموم میشه پس خودم میام
دوست دارم خداحافظ
ا.ت ویو
صبح از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی کارام رو انجام دادم رفتم صبحانه بخورم
چند روز که نامجون صبح زود میرفت سر کار و شب برمیگشت اغلب دیر میکرد اخیراً کارش خیلی زیاد تر شده بود
مامان و بابا هم رفته بودن مسافرت منو و نامجون دو هفته تنها بودیم
ا.ت:اووو داره دیرم میشه
با عجله رفتم به سمت اتاقم و آماده شدم
مدرسه زنگ سوم کلاس ریاضی
آخرای کلاس ریاضی بود که معلم گفت
معلم:خب بچه ها کی میتونه بیاد این سوال رو حل کنه
ا.ت:✋🏻
معلم:باشه بیا حلش کن
رفتم پای تخته شروع کردم به حل کردن سوال و توضیح دادن
معلم:آفرین کاملاً درسته راستی بچه ها آخر این هفته که دوباره با من کلاس دارید از این مبحث آزمون میگیرم و اینم یکی از نمونه سوالات آزمونه
+:خانم شین این خییلیی سخته
-:راست میگه نمیتونیم تا پس فردا برای این آزمون آماده شیم فردا هم آزمون داریم نمیتونیم
خانم شین:ا.ت برو بشین شرمنده بچه ها ولی من نمیتونم آزمونم رو عقب بندازم
هه یونگ:هی تو اعتراضی نداری؟
ا.ت:نه چون این مبحث برام آسون بوده مشکلی ندارم در ضمن برای آزمون فردا هم درس خوندم پس آمادم
هه یونگ:خوش بحالت من که واقعا چیزی از این درس نفهمیدم
ا.ت:اشکالی نداره میخوای کمکت کنم؟
هه یونگ:آره خیلی ممنون پس امروز بیا خونه مون باشه؟
ا.ت:باشه ولی باید قبلش از داداشم اجازه بگیرم
هه یونگ:باشه پس منتظرم بهم خبر بده
زنگ آخر
ا.ت:نامجون پیام داده یعنی چیزی شده؟
«پیام نامجون»
سلام آبجی عزیزم
امروز کارم زودتر تموم میشه پس خودم میام
دوست دارم خداحافظ
- ۳۲.۰k
- ۰۹ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط