کاش بشه فراموشش کنم خیای از ماها این جمله رو با خودمون گف
کاش بشه فراموشش کنم خیای از ماها این جمله رو با خودمون گفتیم
با اینکه ته دلمون یه چیز دیگه میخواست
با اینکه چشامون یه حرف دیگه میزد
تنها میشدیم بغض میکردیم
اما نمیزاشتیم صدای هق هقمونو کس دیگه بشنوه
زندگی همینه واسه بعضیا خلاصه میشه تو چهارتا خاطره ی وامونده
اولش یه طعم دیگه داره یه رنگ دیگه داره
با یه لبخند شروع میشه با یه جمله ی قشنگ
بعد که کم کم دلتو برد سمت خودش یهو سرد میشه یهو درد میشه
شروع میکنی با خودت حرف زدن نمیدونی کجا جا گذاشتی
اصلا چیو جاگذاشتی چرا اینجوری شدی
اصلا کجای راه یادت افتاد که سیگارت ته گرفته
بغضات پر گرفته قلبت درد گرفته
کجای راه یادش افتادی این مسیرو چجوری رفتی که هنوز که هنوزه
دل واموندت ولکن ماجرا نیست
میخواد گریه کنی میخواد راه بری میخواد یادت بمونه
کاش یه قرصی بسازن واسه فراموشی
خودت برای خودت تجویز کنی
صبح، ظهر، شب
یا نه
هروقت یادش افتادم
هروقت دل بی صاحبم گرفت
هر وقت وقتی برای خودم نداشتم.
اگه بوی عطر اشنا خورد به مشامم
اگه رنگ لباس مورد علاقم رو یه روز تن یه کس دیگه ای دیدمو یادش افتادم
اگه بارون زد و با این روزای تلخ بارونی خاطره داشتم
با اینکه ته دلمون یه چیز دیگه میخواست
با اینکه چشامون یه حرف دیگه میزد
تنها میشدیم بغض میکردیم
اما نمیزاشتیم صدای هق هقمونو کس دیگه بشنوه
زندگی همینه واسه بعضیا خلاصه میشه تو چهارتا خاطره ی وامونده
اولش یه طعم دیگه داره یه رنگ دیگه داره
با یه لبخند شروع میشه با یه جمله ی قشنگ
بعد که کم کم دلتو برد سمت خودش یهو سرد میشه یهو درد میشه
شروع میکنی با خودت حرف زدن نمیدونی کجا جا گذاشتی
اصلا چیو جاگذاشتی چرا اینجوری شدی
اصلا کجای راه یادت افتاد که سیگارت ته گرفته
بغضات پر گرفته قلبت درد گرفته
کجای راه یادش افتادی این مسیرو چجوری رفتی که هنوز که هنوزه
دل واموندت ولکن ماجرا نیست
میخواد گریه کنی میخواد راه بری میخواد یادت بمونه
کاش یه قرصی بسازن واسه فراموشی
خودت برای خودت تجویز کنی
صبح، ظهر، شب
یا نه
هروقت یادش افتادم
هروقت دل بی صاحبم گرفت
هر وقت وقتی برای خودم نداشتم.
اگه بوی عطر اشنا خورد به مشامم
اگه رنگ لباس مورد علاقم رو یه روز تن یه کس دیگه ای دیدمو یادش افتادم
اگه بارون زد و با این روزای تلخ بارونی خاطره داشتم
- ۷.۱k
- ۰۵ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط