دراکو مالفوی

خوب بچه ها این پارتو خیلی دیر گذاشتم به خوبی خودتون ببخشید و اینکه تو داستان تئودور و متیو رو هم آوردم امیدوارم خوشتون بیاد❤️🌌
یهو پرفسور مک گونگال وارد شد و وقتی دید دراکو رو زمین لش کرده و یک پاشو آورده بالا و هرماینی با صورت سرخ و خجالت زده وایساده خیلی تعجب کرد و گفت
مک گونگال: مگه شما این ساعت کلاس ندارید چرا او کتابخونه ول هستین؟
هرماینی با آزمون صورت سرخ و خجالت آور گفت
هرماینی: پرفسور مک گونگال پرفسور اسنیپ مارو فرستاده بودن تا جزوه ی گرگینه ها رو بیاریم و ما خیلی وقته دنبالش می‌گشتیم ولی پیداش نکردیم الان سریع میریم
پرفسور مک گونگال گفت
مک گونگال: بهتر بود شمارو به ساعت جیبی تبدیل کنم تا وقت رو تلف نکنید حالا برین سر کلاستون و هرماینی با دراکو رفتن تو راهرو هرماینی از دراکوخ پرسید که چرا این کارو کردی و دراکو گفت
دراکو: چون دوست داشتم ( با یک پوزخند)
هرماینی : یعنی چی الان اگه یکی تو کتابخونه بود و مارو تو بغل هم میدید تو میخواستی چیکار کنی
دراکو: حالا که کسی ندیده
و دوتایی به طرف کلاس رفتن همه بچه ها یکجوری نگاهشون میکردن و صورت هرماینی همینجوری سرخ بود و نمی‌دونست به اسنیپ و هری رون چی بگه که یهو اسنیپ گفت
اسنیپ: جزوه رو تحویل بدید
هرماینی با خجالت رفت جلو و جزوه رو تحویل داد و معذرت خواهی کرد و بعدش اسنیپ گفت
اسنیپ: چرا انقدر دیر کردین دوشیزه گرنجر و آقای مالفوی؟
هرماینی: ما دنبال جزوه ها می‌گشتیم ولی پیدا نکردیم که بعد یکجا ته کتابخونه پیدا کردیم.
پرفسور اسنیپ که تو تعجب مونده بود چون میدونست جزوه گرگینه دم دسته ولی اینا چجوری ندیدن تعجب کرد و گفت
اسنیپ: بخاطر اینکه خیلی دیر کردین و بخاطر شما نصف وقت کلاس رفت ۱۰ امتیاز از گریفیندور کم میشه و شما آقای مالفوی بعد کلاس کارتون دارم ولی بعدش هرماینی گفت
هرماینی: اگه من در طول کلاس به سوال هایی که می‌پرسید پاسخ صحیح بدم اون موقع میشه از گروه گریفیدور امتیاز کم کنید اسنیپ گفت
اسنیپ: باید فکر کنم
و بعد هر دو نشستن سر جاهاشون هری و رون خیلی با تعجب به هرماینی نگاه میکردن و انگار یک چیزی توی گلوشون گیر کرده و میخوان به هرماینی بگن و تئودور هم همین طور هی میخواست یک چیزی به دراکو بگه ولی به این تصمیم رسید که بزاره آخر کلاس بگه و اسنیپ هم همینجوری سوال می‌پرسید و هرماینی درست جواب میداد و دراکو کل کلاس به هرماینی نگاه می‌کرد متیو فهمید ولی بازم چیزی نگفتن و بعدش که کلاس تموم شد پرفسور اسنیپ گفت
اسنیپ: دوشیزه گرنجر بخاطر اینکه به سوال ها پاسخ درست و کامل دادین از گروهتون امتیاز کسر نمیشه و بچه های گریفیندور هرماینی رو تشویق میکردن و بعدش به سالن غذا خوری رفتن.........
خوب بچه ها دیگه واقعا این دفعه پارت بعدی رو سریع می‌سازم امیدوارم خوشتون اومده باشه❤️🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌
دیدگاه ها (۱)

حق تو دراکو رو دوست داری یا نهمن : خیلی #دامبلدور #گریفیندور...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

دراکو عشق واقعیp11

متیو و دختری از جنس دریا p3

#همسر_اینده_دراکو. پارت۱سلام!اسم من ا/ت اسنیب هستم.وامر...

زیبای کوچک فریبکار

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

پیمان نقره ای

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 11 | بالاخره مال من شدی! ❤️‍🔥صب...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط