پارت۸
ویو آیکو:
موقع رفتن به خونه بود
داشتیم میرفتیم خونه که دیدم جوجه تیغیه با حالت خیلی گنگ🗿 که کولش رو گرفته رو دوشش و از پشتش آویزون بود و دستش تو جیبش بود داره میره ، یهو کرمم گرفتن خواستم برم یه کاری کنم
شوتو: کجا؟
آیکو: کار دارم الان میام...
بدو بدو ، یواشکی رفتم پشت درختی که جلو راه جوجه تیغی بود، موهامو ریختم جلوی صورتمو منتظر موندم ، وقتی اومد عین جن جلوش ظاهر شدم
باکو: چته نفلههه چی میخوای؟
آیکو: جونننن عجب کراشی هستیا ، شماره تو میدی خوشگله؟😈( ای خدا خجالت بکش اون باید به تو اینا رو بگه🗿🗿😂)
باکو سرخ میشود و حسابی عصبی میشود*:
باکو:نفلههههههههه، می کشمتتتتت!
وایی خدا دوباره عصبانی شد😂
سریع یه کاغذ پرت کردم جلوش و گفتم بیا اینم شمارم ، شاید بالاخره تصمیم گرفتی ب عشقت اعتراف کنی ، من منتظر میمونم خوشگله😏🤙🏻
بعدم دوییدم و رفتم
شوتو: کجا رفته بودی؟
آیکو: یه کار کوچولو داشتم
شوتو: گفتم بگو!
آیکو:نمیخوام به توچه!
شوتو: بدون حواسم بهت هست
اینو گفت بعدشم رفت،
منم چشم غره دادم و دنبالش رفتم
او ی خونه:
ویو آیکو:
منتظر بودم جوجه تیغیه بهم پیام بده💃
با اینکه مطمئن بودم پیام نمیده👍🏻
ویو باکو:
نفلهههه، آخه اون چرا باید به من شماره بدههههه، ای خدااا من چرا دارم همش ب اون نفله ی لعنتی فک میکنمممممم
.
.
.
( داداش قبول کن عاشق شدی رفت👍🏻💃)
******************************************
بچه هاا ، این سومین پارتیه ک امروز میدم، چقد مهربونم من
اینو چند ساعت پیش نوشتم ولی ارسال نشد
هیییییی مجبور شدم دوباره بنویسم
خب همین دیگه، منتظر کامنتاتون هستوم،
همین خدافظظظ👋👋🪱
موقع رفتن به خونه بود
داشتیم میرفتیم خونه که دیدم جوجه تیغیه با حالت خیلی گنگ🗿 که کولش رو گرفته رو دوشش و از پشتش آویزون بود و دستش تو جیبش بود داره میره ، یهو کرمم گرفتن خواستم برم یه کاری کنم
شوتو: کجا؟
آیکو: کار دارم الان میام...
بدو بدو ، یواشکی رفتم پشت درختی که جلو راه جوجه تیغی بود، موهامو ریختم جلوی صورتمو منتظر موندم ، وقتی اومد عین جن جلوش ظاهر شدم
باکو: چته نفلههه چی میخوای؟
آیکو: جونننن عجب کراشی هستیا ، شماره تو میدی خوشگله؟😈( ای خدا خجالت بکش اون باید به تو اینا رو بگه🗿🗿😂)
باکو سرخ میشود و حسابی عصبی میشود*:
باکو:نفلههههههههه، می کشمتتتتت!
وایی خدا دوباره عصبانی شد😂
سریع یه کاغذ پرت کردم جلوش و گفتم بیا اینم شمارم ، شاید بالاخره تصمیم گرفتی ب عشقت اعتراف کنی ، من منتظر میمونم خوشگله😏🤙🏻
بعدم دوییدم و رفتم
شوتو: کجا رفته بودی؟
آیکو: یه کار کوچولو داشتم
شوتو: گفتم بگو!
آیکو:نمیخوام به توچه!
شوتو: بدون حواسم بهت هست
اینو گفت بعدشم رفت،
منم چشم غره دادم و دنبالش رفتم
او ی خونه:
ویو آیکو:
منتظر بودم جوجه تیغیه بهم پیام بده💃
با اینکه مطمئن بودم پیام نمیده👍🏻
ویو باکو:
نفلهههه، آخه اون چرا باید به من شماره بدههههه، ای خدااا من چرا دارم همش ب اون نفله ی لعنتی فک میکنمممممم
.
.
.
( داداش قبول کن عاشق شدی رفت👍🏻💃)
******************************************
بچه هاا ، این سومین پارتیه ک امروز میدم، چقد مهربونم من
اینو چند ساعت پیش نوشتم ولی ارسال نشد
هیییییی مجبور شدم دوباره بنویسم
خب همین دیگه، منتظر کامنتاتون هستوم،
همین خدافظظظ👋👋🪱
- ۱۸.۳k
- ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط