صبح یعنی تو بیایی به کنارت بِنِشینم

صبح یعنی تو بیایی به کنارت بِنِشینم
با لب از گندمِ رویَت به خَفا خوشه بچینم

قلم از نامِ تو رقصان شده،گلواژه ی هستی
صبح یعنی جز تو مه رویِ نگارم چه ببینم...


#مسلم_خزایی_ژاکاو
دیدگاه ها (۱)

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

وقتی پریود میشه part 1

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۱ | «مهمان ناخوانده» ساعت...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

p2

شاهکاری به نام دروغ

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

پارن ²ساعت ده شب؛ تیمارستان روانی سنت‌ماری.راهروها در سکوت ف...

007-پنهان در مه - پارت ۶۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط