{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محسن بلورچی (مسعود رایگان): پاشو چیزپیزاتو جمع کن می خوام

محسن بلورچی (مسعود رایگان): پاشو چیزپیزاتو جمع کن می خوام ببرمت.
علی سنتوری (بهرام رادان): (پوزخند می زند) جدی؟ چه دلسوز ... حالا کجا؟ خونه مادریمون؟ پهلوی اون فرشته سیاه پوش؟
بلورچی: نه ! می برمت ، می خوابونمت ، یه جایی ، بیمارستانی ، آسایشگاهی. زیر نظر خودم.
علی سنتوری: می برمت، میخوابونمت. که چی بشه؟ که ترک کنم؟ کی از من پرسید می خوام ترک کنم یا نه؟ هان؟ کی پرسید؟ من نمیخوام ترک کنم. می خوام همین جوری ادامه بدم تا ته تهش. تا هر چی زودتر بترکم برم پی کارم. اینم زندگی شد شما واسه ما درست کردین؟ همه رو دوایی کردین.
بلورچی: بسه دیگه بابا. سرتق بازی در نیار.
علی سنتوری: انقدر ادای باباهای خوب در نیار . اَه ... کجا بودی تا حالا؟ تو که منو عاقم کرده بودی. سه چهار ساله نگفته بچم مرده زنده. حالا اومده ما رو اصلاحمون بکنه. برو خودتو اصلاح کن.

سنتوری / داریوش مهرجویی
دیدگاه ها (۲)

شهاب حسيني:من شنيده بودم اونايي كه يه كاري رو بلدن انجامش مي...

شادمهر هم پدر میشود . حتی شادمهر هم پدر میشود،حتی شادمهر هم ...

آخی یادش بخیر...کیااین برنامه رو می دیدن؟

یه شب بینظیر کنار دوستان عزیزم در استان گلستان ....... دلتن...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌ونهم | دخترممرد چند قدم جلو آمد.لانا با ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

پارت ۲۶ روز بعد، طبق قراری که گذاشته بودیم، مسابقه‌ی آخر رو ...

فاصله یک لبخند تا جنون

پیوند خون و اختیارپارت ۵ | اعتمادی که ترک برداشتباران شدیدی ...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط