#بوی_عطر

#بوی_عطر
تا سه روز بوی عطر، کوچه های بغداد را پر کرده بود.
مردم هر روز یک دسته پرنده سفید را می دیدند که بالای خانه ی #امام_جواد (علیه السلام) پرواز می کنند و بال های خود را باز می کنند و روی بام سایه می اندازند.
خانه امام که رفتند، روی بام جسدش را پیدا کردند.

منبع: #وسعت_آفتاب از مجموعه کتب #14_خورشید_و_یک_آفتاب
#جوادالائمه
دیدگاه ها (۱)

پرنده گاوچرانک دم‌نواری یا همان Bar-tailed Godwit با وزن حدو...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

با کوتاه‌تر شدن روزها و نزدیک شدن زمستان یخی، یکی از چشمگیرت...

نسیم صبحگاهی به آرامی در امتداد کوهستان می‌وزد و عطر مطبوع ب...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

فصل اول | مدرسه آویدقسمت دوم | حیاط آوید

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

پارت ۵ و نهایی: سمفونیِ رنگ‌هایِ ابدیسکوتِ پشت‌بام، با صدایِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط