ع҉ش҉ق҉ت҉و҉ ҉ب҉ه҉م҉ ҉ث҉ا҉ب҉ت҉ ҉ک҉ن҉

ع҉ش҉ق҉ت҉و҉ ҉ب҉ه҉م҉ ҉ث҉ا҉ب҉ت҉ ҉ک҉ن҉
Part2
پرش زمانی به کافه
از زبان ات
خب رسیدیدم
هیسو:چه به موقع رسیدیم
ات:داشتم میرفتم که هیسو لباسمو گرفت
گفتم :چیه هیسو چته
هیسو:هی این که میناعه
ات:کای اره این اینجا چیکار میکنه
هیسو :نمیدونم
از زبان جانگ کوک :
نشتسته بودیم تا اون دخترا از خوابگاه... فلانی خودتون یه اسم بزارید روش
بیان فکر کنم یکیشون اومد خیلی خودشو به من میچسبوند من رفتم روبروش نشستم پیش جونگ هی و سوهیی
عااا فکر کنم اومد وقتی اومد چشمم خورد به یه دختر بفکر کنم خودشون باشن خیلی خوشگل بود عههه کوک داری چی میگی
ازبان ات:
رفتیم نشستیم وایی چقد این پسره کراشهه وایی
تویافکار خودم بودم که مینا گفت وایی اونیی تو کی اومدی .
وات این به من میگه اونی من که ازش بزرگتر نیستم تازه من ۲ سال ازش کوچیکترم
گفتم که :اولن اینکه من اونیه تو نیستم فکر کنم یادت رفته ۲ سال از من بزرگتری دوما
ما الان اومدیم فکر کنم کوری زده به چشات
با این حرفم همه خندیدن یه نگاه به پسر روبه روم کردم (منظورش کوکه) خیلی قشنگ میخندید مخصوصا اون خرگوشیاش خیلی کیوتش کرده بودن وایی ات به خودت بیا چی داری میگی .
از زبان کوک:
لطفا حمایت فراموش نشه
دیدگاه ها (۰)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

تکپارتی جونگ کوک

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

پارت: پنجرمان: رویای منکاترین: بچه ها دیدینش؟ جنیلا: آره من ...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

چندپارتی جونگ کوک

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط