black flower(p,18)

black flower(p,18)

#فلش بک _بیمارستان

ویو تهیونگ

بوی مواد ضدعفونی کننده همه جا بود

پچ پچ چند نفر بالای سرم رو حس میکردم.

ملافه های سردی که روشون دراز کشیده بودم و دردی که توی سرم پیچیده بود داشت دیوونم میکرد.

چشمامو آروم باز کردم و به محیط ناآشنای اطرافم خیره شدم.

آخرین چیزی که به یاد می آوردم دعوای دوستای لوهان بود.

چه بلایی سرم اومده ؟که از بیمارستان سردرآوردم؟

ناله ای کردم و دستمو روی سر دردناک و باند پیچی شده ام گذاشتم.

پرستار لب زد .

بیدار شدی؟

پرستار بلافاصله کنارش اومد.
و ادامه داد

الان دکتر رو صدا می کنم.

چند دقیقه بعد، علاوه بر دکتر، لوهان ،جونگین و جونگ کوک هم بالای سرش ظاهر شدند.

دکتر لب زد

آقای کیم حالتون چطوره؟

دکتر مرد میان سالی که از ظاهرش میشد
متوجه شد که بتاست .

تهیونگ لبای خشک شدشو تکون داد و لب زد .

سرم... سرم درد میکنه.... خیلی خیلی زیاد.

با صدای ضعیف و خشداری گفت.

دکتر سرشو تکون داد
و به چارت پزشکی که توی دستش بود نگاه کرد و همونطور صحبت می‌کرد.

مشکل جدی ای نیست به خاطر ضربه ای که به سرتون خورده این سردرد طبیعیه اما اگه بخواید میتونید یه ام ار ای هم بدید.

تهیونگ به حساب بانکی خالیش فکر کرد و لب زد .

نه.... لازم نیست.

گفت و به پرستاری که سرومش رو از دستش بیرون می کشید نگاه کرد خوشگل و جذاب به نظر می رسید مخصوصا با اون لباس سفید پرستاریش و موهای شکلاتی که بالای سرش گوجه ای بسته شده بود.
دیدگاه ها (۶)

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_5 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄بی ه...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

چند پارتی تهیونگ

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳۱سانیاردکتر اومد. دکتر رادمهر بود...

نه پارت ۹ | کارمند موردعلاقه؟! 😂ساعت ده و نیم صبح بود.تهیونگ...

P³صبح، جیمین با صدای یونگی از خواب پرید.ـ هی، بچه!جیمین هول ...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(دوشنبه__ ۱۰:۲۳ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط