{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.

ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.





از همین #فاصله خیره مانده ام
به دوست داشتنت

از میان بوته های گندم و #ذرت
از لابه لای #برگ‌درختان افرا و انار

#مثل‌نگاه‌لیلی‌به‌مجنون
#مثل‌لبخند‌ویس‌به‌رامین
#مثل‌حافظ‌به‌شاخه‌نبات

مثل نگاه #آهوی جوانی به پلنگ
یا گنجشکِ کوچکی به #شاهین تیزپرواز

همه ی نگاهم مانده به #آغوش‌تو

با حرف های نیمه تمامی بر لب
#حسرتی بر دل
در تلاطم نفس های کشیده ای به آه

#نزدیک‌تر‌شو
همه ی قید و بندها را بشکن

مثل زلال #رودی جاری شو
روی انگشت هایم
میان #استخوان هایم

بگذار گرمای تو
#پوست تنم را بسوزاند

#بهشت همین جاست
در دوقدمی پاهایم
در فاصله ای میان #شهرآغوشت

چقدر #آتش بر زبانم بریزم
جانم را نسوزان

تنها #تو آن راه نرفته باش
و خیابان خیابان آغوش

در #احتراق لمس دست هایت
آتشم بزن
پناهم شو
عریان از #عشق
مثل #خدا که ترسی ندارد

در فاصله ای میان آشوب آغوشت
#پناهم‌شو

من سراپا گناهم...✍️📷


#زینب_سادات_حسینی_ترنّم




#عشقولوژی

#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۲/۱۰/۲۶. ⏰️۱۶:۰۲


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

p37

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت هــفتم 𓆪 🖤🥀ساعت از سه...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

فیک : بین راندها

فصل دومپارت بیست و هشتم | قولی که تا همیشه ماندیک سال از روز...

صدای شلیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط