یتیما با ظرف شیر

یتیما با ظرف شیر
ساکتن و سر به زیر
در خونه امیر
غم رو شونه هاشون
اشک چشماشون
روی گونه هاشون
ناله می کنند از غم باباشون
علی علی یا علی
اون که شب می اومد
تک و تنها
روی شونه اش
نون و خرما
حالا فهمیدن علی بوده
اون که شبها با حال خسته
می اومد با روی بسته
حالا فهمیدن
علی بوده
دیدگاه ها (۱)

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

🖤 تک‌پارتی: «تو خواهرمی... پس چرا؟»ژانر: عاشقانه، درام، حساد...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

برادر ناتنی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

پارت۴تویِ تاریکیِ انباری، جایی که فقط صدایِ نفس‌هایِ تندشون ...

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط