یتیما با ظرف شیر
یتیما با ظرف شیر
ساکتن و سر به زیر
در خونه امیر
غم رو شونه هاشون
اشک چشماشون
روی گونه هاشون
ناله می کنند از غم باباشون
علی علی یا علی
اون که شب می اومد
تک و تنها
روی شونه اش
نون و خرما
حالا فهمیدن علی بوده
اون که شبها با حال خسته
می اومد با روی بسته
حالا فهمیدن
علی بوده
ساکتن و سر به زیر
در خونه امیر
غم رو شونه هاشون
اشک چشماشون
روی گونه هاشون
ناله می کنند از غم باباشون
علی علی یا علی
اون که شب می اومد
تک و تنها
روی شونه اش
نون و خرما
حالا فهمیدن علی بوده
اون که شبها با حال خسته
می اومد با روی بسته
حالا فهمیدن
علی بوده
- ۱.۶k
- ۱۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط