گاهی باید حُر بود

گاهی باید حُر بود
کفشها را درآورد
پابرهنه در خانه خدا نالید
خدایا! عبد آلوده ات آمده،
نگاهش نمی کنی؟
نمی خری اش؟
اینقدر گفت تا اشک سرازیر شود
و این همان لحظه استجابت است

👉 @Ebrahime_Hadi 👈
دیدگاه ها (۲)

چندپارتی تهیونگ

چند روز از آن شب گذشته بود.ات و تهیونگ بالاخره با هم حرف می‌...

🖤 مافیای منقسمت یازدهم | حقیقتی که نباید می‌فهمیدات تمام روز...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

𓆩 پارت ۴۷ 𓆪 🖤🥀ات با ناباوری به پرونده خیره شد.ات: بابا، این ...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط