{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از پرورشگاه آورده بودت

وقتی از پرورشگاه آورده بودت
پارت ۲

با حرفش ماتم بورد مگه اون قرار نیس پدر من بشه اینجا چ خبره این مرد چرا اینجوریه
اصلا حس خوبی نسبت ب این ماجرا ندارم
مات و مبهوت ، با سری کج شده ک نشون میده متوجه هه منظورش نشدم نگاش میکردم
پوزخندی زد
دستش رو توی دستام قفل کرد
راه افتاد منم پشت سرش درحالی ک دستم رو محکم گرفته بود ‌میرفتم
رسیدم پای ماشین در ماشین رو باز کرد رفت بالا نشست روی صندلی منم رفتم بالا ی نگاهی ب اطراف کردم با اینکه ماشین بزرگ نبود
برگشتم نگاش کردم دیدم دارع نگام میکنه و با دستش بهم اشاره می‌کنه ک بیام کنارش بشینم
کنارش نشستم
حرکت کردیم نگاهم رو دادم ب بیرون
ولی حسش میکردم
داشت نگام میکرد
برگشتم و گفتم
صورتم مشکلی دارع
جوابی نداد
سرم رو تکون دادم
چشمام رو رو هم گذاشتم وقتی باز کردم روی پاهاش نشسته بودم
صورتش رو ب صورتم نزدیک کرد
نفسای گرمش ب صورتم میخورد
کل بدنم مور مور شد
پوزخندی از این حرکتم زد
_ میدونستی خیلی خوشگلی
سرم رو ب نشونه ی تعجب تکون دادم
_ میتونی منو کوک صدا کنی
آهان باشه
میشه بیام پایین
_ ن همینجا جات خوبه
میخام بخابم تا رسیدیم
دستش رو آورد سمت صورتم و
سرم رو گذاشت روی شونش
_ بگیر بخاب فردا هم قراره بریم برات لباس و هر چیز دیگه ای ک میخای رو بخرم ولی قبلش باید برگردیم ب کره
کره ؟!
_ از این ب بعد. اونجا زندگی می‌کنی
باشع
_ بگیر بخاب دیگه
باشععععع
خابیدم
بعدش دیگه نفهمیدم چی شد

ولی قبلی ک‌ از خواب پاشم نرمیه ی چیزی روی لبام احساس کردم

کپی ممنوع
فیک لایک شه اگر کمتر از ۲۰ تا بود پارت بعد اپ نمیشه
دیدگاه ها (۱۳)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 167♡⁠。⁠)⁩هوا رو...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_10ویو میراعصر شده بودتوی ...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

سرنوشت(ویو رایا)شوگا رفت سمت اتاق و کت‌ش رو درآورد.روی دستش ...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط