Part: 5

Part: 5

تهیونگ ویو: اومدم سرکار ولی همش فکرم پیشه ا.ته
جونگکوک : ته چرا تو فکری اصن حواست هست ما داریم چی میگیم؟!
ته: ا.ت بهم گفته بود امروز با دوستاش توی بار تولد دوستشه ولی من اجازه ندادم از دستم ناراحته برای همین فکرم پیششه از یه طرفم میترسم خودش رفته باشه بار آخه لیا رو خیلی دوست داره بخاطرش هرکاری می‌کنه(منظورش اینه لیا از ا.ت بخواد بره بار بخاطرش می‌ره)
نامجون: ته تو خیلی داری بهش گیر میدی اصلا نمی‌زاری بره بیرون مخصوصا این مدت
جین: نامجون راست میگه یک اینکه خیلی بهش گیر میدی دوم اینکه میخواستی بهش اجازه بدی که الان نگران نباشی(بچم راست میگه).
همه ی اعضا: موافقم (بجز تهیونگ)‌.
تهیونگ:خاااا ولی من نمیتونم بزارم زنم تنهایی بره بار.
شوگا: اگه نمیتونی این کارو کنی پس باید جورش هم بکشی.(نمی‌دونم درست نوشتم یا نه)
تهیونگ : باشه آدم دوست مثل شما داشته باشه دیگه نیازی به دشمن نداره.😑😡(دور از جون بچه هام)
اعضا: خخخخخ گگگگگگ(اداشو در میارن)😎😏🤪
تهیونگ : من نمیتونم همینجوری صبر کنم تا شب
جین:پس میخوای چیکار کنی؟
تهیونگ: فیلیکسسسسس (بخاطر کمبود اسمه وگرنه منظورم اون فیلیکس نی)
فیلیکس : بله قربان،امری داشتید؟
تهیونگ : برو خونه ببین ا.ت داره چیکار می‌کنه،اگرم چیزی خواست بهم بگو یا اگر نبود هم بگو.
فیلیکس: چشم قربان.
تهیونگ:بیا اینم کلیپ خونه.
فیلیکس رفت.
جیمین:‌ تو خیلی شکاکی!!
تهیونگ:آره اصلا به کی چه؟؟🔪😡(من لاتما)
جیمین:😑🤐😐


میخواستم اینو زودتر بزارم ولی خوابم برد آخه می‌خوام خوبم رو برعکس کنم این وسطا هی خوابم می‌بره 😂😵امیدوارم حمایت کنید.😘

کامنت:10
لایک:15
دیدگاه ها (۰)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

#میکاپ_آرتیست_من

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

سناریو خط قرمز پارت ۳

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«درخواستی»ــــــــــــــــــــــــــــــــهمه چیز برمیگرده ب...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت چهارمحدود یک هفته از آخرین دیدارشان گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط