{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز می رسد که او هم

یک روز می رسد که او هم


معنای"بی محلی" را میفهمد

◆بگذار اکنون ◆

با "هم محلی هایش" خوش باشد ...!


بعضی ضربه ها نمی بره

زخــــــم نمــــی کنـــــه

حتّی خراش هم نمــی ندازه

فقــــط "دردت" میــــاد

اونقدر که نــــــــفست رو "بنـــــد" میاره

بی توجهی های تو به یکباره خفه ام کرد...
دیدگاه ها (۱)

بعضے “ضربہ ها” نمے بـُرهزخـم نمے ڪنـهحتّے خراش هم نمـے ندازه...

بعضي"ضربه ها" نمي بُرهزخم نمیڪنہحتي خراش هم نمیندازه!فقط"درد...

سناریو🥂

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پارت سوم..... :)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 سال ها قبل رن خواهرش را شب ها ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط