فیک عشق پنهان پارت ۳
از زبان کیم سونی
که یهو چشمام سیاهی رفت و هیچ جارو ندیدم …….سونی ..سونیییی
از زبان پارک جنا
یهو دیدم سونی بیهوش شد سریع بردمش بیمارستان دکتر رو صدا زدم بعد از اینکه دکتر اومد بیرون …
پارک جنا : آقای دکتر مشکل چیه ؟؟
دکتر : ایشون بیماری قلبی دارن ولی الان حالشون خوبه میتونید ببریدش ولی حواستون بهش که خیلی هیجانی یا استرسی نشه
پارک جنا : آها خیلی .. ممنون
رفتم پیش سونی
جنا : چرا بهم نگفتی ؟؟
سونی : چی رو ؟
جنا : که بیماری قلبی داری
سونی : نمیخواستم بهت استرس بدم
جنا : الان استرسی تر شدم … حالا جریان چیه ؟؟؟
سونی : مادرزادیه
جنا : وای خداااااا
سونی : چیه ؟؟؟ مگه خودم خواستم ؟؟
جنا : نه حالا بیا بریم صبح باید بریم برای ثبت نام مدرسه
سونی : اوکی
از زبان سونی
رفتیم خونه منم رفتم بخوابم
از زبان تیهونگ
فردا دانش آموز جدید میاد مدرسه نه ؟
جونگوک : آره
و اینکه فردا صبح باید بریم مدرسه
تیهونگ : چیی ؟؟ چرا زودتر نگفتی ؟ ساعت سه شبه
جونگوک : به من چه خودت باید میفهمیدی
فردا صبح ؛
از زبان پارک جنا
صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بلند شدم رفتم سونی رو بیدار کردم که بریم مدرسه لباس مدرسه رو پوشیدیم یکم آرایش کردیم بعدش هم با اتوبوس رفتیم مدرسه
رسیدیم مدرسه
پارک جنا : خب بریم دفتر مدیر
سونی : باش
ثبت نام کردیم که یهو زنگ استراحت خورد
پارک جنا : هوووفففف عالی شد
از زبان سونی
داشتیم میرفتیم که دیدیم بچه دور دوتا پسر جمع شدن وایسا ببینم اون ….. که همونه که باهاش تصادف کردیم !!! بچه ها : ججییییغغغ کیممم تیهووونگگگگ
از زبان کیم تیهونگ
کل بچه های مدرسه دورمون جمع شده بودن
قشنگ داشتم له میشدم 😑😂
جئون جونگوک : تیهونگ
تیهونگ : ها چیه ؟
جونگوک : جمعشون کن میخوایم رد شیم 😂
به زور از بینشون رد شدیم
از زبان پارک جنا
دوتا پسر دیدیم فهمیدم اینا همونان که باهاشون تصادف کردیم 😑 سریع خیلی ریز و سوسکی بدون اینکه بفهمن رد شدیم رفتیم تو کلاس …..
پایان پارت …
شرط : ۳۰ تا کامنت 🍓
شرط : ۳۰ تا لایک 🍓
مرسی که فیک رو خوندی کیوت 👑✨
که یهو چشمام سیاهی رفت و هیچ جارو ندیدم …….سونی ..سونیییی
از زبان پارک جنا
یهو دیدم سونی بیهوش شد سریع بردمش بیمارستان دکتر رو صدا زدم بعد از اینکه دکتر اومد بیرون …
پارک جنا : آقای دکتر مشکل چیه ؟؟
دکتر : ایشون بیماری قلبی دارن ولی الان حالشون خوبه میتونید ببریدش ولی حواستون بهش که خیلی هیجانی یا استرسی نشه
پارک جنا : آها خیلی .. ممنون
رفتم پیش سونی
جنا : چرا بهم نگفتی ؟؟
سونی : چی رو ؟
جنا : که بیماری قلبی داری
سونی : نمیخواستم بهت استرس بدم
جنا : الان استرسی تر شدم … حالا جریان چیه ؟؟؟
سونی : مادرزادیه
جنا : وای خداااااا
سونی : چیه ؟؟؟ مگه خودم خواستم ؟؟
جنا : نه حالا بیا بریم صبح باید بریم برای ثبت نام مدرسه
سونی : اوکی
از زبان سونی
رفتیم خونه منم رفتم بخوابم
از زبان تیهونگ
فردا دانش آموز جدید میاد مدرسه نه ؟
جونگوک : آره
و اینکه فردا صبح باید بریم مدرسه
تیهونگ : چیی ؟؟ چرا زودتر نگفتی ؟ ساعت سه شبه
جونگوک : به من چه خودت باید میفهمیدی
فردا صبح ؛
از زبان پارک جنا
صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بلند شدم رفتم سونی رو بیدار کردم که بریم مدرسه لباس مدرسه رو پوشیدیم یکم آرایش کردیم بعدش هم با اتوبوس رفتیم مدرسه
رسیدیم مدرسه
پارک جنا : خب بریم دفتر مدیر
سونی : باش
ثبت نام کردیم که یهو زنگ استراحت خورد
پارک جنا : هوووفففف عالی شد
از زبان سونی
داشتیم میرفتیم که دیدیم بچه دور دوتا پسر جمع شدن وایسا ببینم اون ….. که همونه که باهاش تصادف کردیم !!! بچه ها : ججییییغغغ کیممم تیهووونگگگگ
از زبان کیم تیهونگ
کل بچه های مدرسه دورمون جمع شده بودن
قشنگ داشتم له میشدم 😑😂
جئون جونگوک : تیهونگ
تیهونگ : ها چیه ؟
جونگوک : جمعشون کن میخوایم رد شیم 😂
به زور از بینشون رد شدیم
از زبان پارک جنا
دوتا پسر دیدیم فهمیدم اینا همونان که باهاشون تصادف کردیم 😑 سریع خیلی ریز و سوسکی بدون اینکه بفهمن رد شدیم رفتیم تو کلاس …..
پایان پارت …
شرط : ۳۰ تا کامنت 🍓
شرط : ۳۰ تا لایک 🍓
مرسی که فیک رو خوندی کیوت 👑✨
- ۹.۰k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط