وقتی اعضا اومدن یوری هنوز توی اتاقش بود

وقتی اعضا اومدن یوری هنوز توی اتاقش بود
در زدم و رفتم توی اتاق
تا منو دیدی گوشیشو گذاشت کنار
گفتم:دخترم بیا بیرون اعضا اومدن
گفت اومدم مامان
نفس راحتی کشیدم انتظار داشتم الان لج و لچ بازی کنه
بعد از شام همه باهم نشسته بودیم که نگاه های عجیبی بین اعضا رد و بدل شد که جین پرسید:جیمین هنوز خواسته اس رو به ویرا نگفتی؟
جیمین خندید و گفت:نه بچه هنوز زوده
گفتم:جیمین چه خواسته ای؟
گفت:حالا میفهمی...
همون لحظه متوجه شدم که یوری لپ ها و گوشاش رنگ گوجه شده اونم به خواطر اینکه تهیونگ بهش لبخند زده
خب...به نظرم عادی اومد چون یوری از اول هم یهوذره از تهیونگ خجالت می‌کشید
اعضا که رفتن من و جیمین بچه هارو خوابوندیم و به اتاق خودمون رفتیم که جیمین ناگهان لباش رو کوبند روی لبم و زبونش رو کرد توی دهنم(من برم نماز بخونم😂😂)روی سینه اش میزدم که ازم جدا شه نفس کم آورده بودم
لباش رو که برداشت ازش پرسیدم:معلوم هست داری چیکار میکنی امروز به شدت رفتارت عجیبه...
گفت یهو دلم خواست حالا دیگه بریم بخوابیم
خوابیدیم
سرپ رو گذاشتم روی سینه اش و اونم شروع کرد به ناز کردن موهام تا خوابم برد
فلش بک به صبح...
خوب بود
هرکی بیداره کامنت بذاره
دیدگاه ها (۱۰)

اصکی ممنوع گزارش میکنم سلام بچه ها توی یکی از کلیپ ها که راج...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

سلام بچه ها اومدم اولین فیلم رو بدم بیرون که فقط هم همین یه قسمته ببخشید اگه بد بود فقط یادتون بمونه

همه از پارک جیمین می‌ترسیدن.قدرتمندترین مافیای آسیا؛ مردی که...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

تکه ای از تو 2

پارت دوویو یوری نامی تنها کسیه که حاضرم جونم رو براش بدم همه...

پارت ۳که در همان لحظات .........& جیمین ؟× یوری ؟& هی جیمینی...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "44""ویو پارک آنجلینا"صبح ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط