فیک : دایی ناتنی من
پارت ۹
ادامه
فلش بک به صبح
ا.ت ویو
صبح بود از خواب بلند شدم دیدم انگار یه چیزی رو تختم سنگینی میکنه دیدم کوک بود !
بالا سر من چیکار می کرد
وایسا ببینم دیشببب
کوک ویو
با تکون خوردن تخت فهمیدم ا. ت از خواب بیدار شده ازم پرسید دیشب چی شده که بهش گفتم
ـ از اتاقت صدای شکستن چیزی اومد که اومدم دیدم بیهوش افتادی وسط اتاق اومدم پیشت خیلی تب داشتی وقتی که بهوش اومدی هذیون میگفتی
ا. ت ویو
یعنی اون حرف های دیشب منو باور نداشت ؟؟ چرا نمی فهمید که دوسش دارم ؟
تو همین فکرا بودم که دوباره سر و کله ی ماریا پیدا شد
∆ سلام
+ سلام
∆ تو چرا همش مزاحم کوکی میدونی کوک چقدر اذیت شد تا تو بیدار شی به من زنگ زد و گفت تو یه اضافه ای گورتو از خونه گم کن بیرون
ـ تو راه پله ها بودم که دیدم ماریا وارد اتاق ا. ت شده می خواستم برم تو ولی ترجیح دادم ببینم ماریا چی میگه و ا. ت چی جوابشو میده
+ هوییی زنیکه حرف دهنتو بفهم مزاحم اصلی توییی تو گورتو از خونه گم کن
+ کوکککک راست میگه که من اضافه اممم؟؟؟؟؟
کوک ویو
دیگه ماریا داشت از حدش خارج می شد منم نمی خواستم ا. ت دروغاشو باور کنه پس ...
ـ معلومه که نه ماریا توعم دیگه از خونه برو بیرون نمی خوام باهم باشیم دیگه دوست ندارم
∆چیییی به خاطر این افریته # درست نوشتم ؟# با من این کارو میکنیییی
ـ اولن افریته هفت جدو ابادته دومن دلیل خاصی نداره دیگه دوست ندارم
∆ باشه ولی پشیمون میشی
ماریا هم با سرعت از خونه زد بیرون
ا. ت ویو
یعنی به خاطر من ماریا رو از خونه بیرون کرد ؟ وایسا گوشیم داره زنگ میخوره بزار ببینم کیه ؟ اع لوکاعه
مکالمه تلفنی
+ سلام لوکا
£ سلام ا. ت خوبی
+ مرسی ممنون جانم کارم داشتی
£ راستشو بخوای آره میخواستم یه حرف مهمی و بهت بزنم که پشت تلفن نمیشه باید حضوری هم و ببینیم کافه چطوره ؟
+ خوبه اما چه حرفی ؟
£ خودت بعداً میفهمی
+باشه چه ساعتی ؟
£ ساعت شیش عصر چطوره ؟
+ خوبه میبینمت خدافظ
£ اوکی خدافظ
بیا پایین
.
.
.
.
.
فلش بک به عصر
ا.ت ویو
ساعت پنج شده سریع برم یه دوش ۱۵ مینی بگیرم و بیام .....از حموم در اومدم یاد اتفاق اون روز با کوک افتادم بعد شروع کردم به حاضر شدن
یه آرایش ملیح کردم لباسای گشاد و مشکیمو پوشیدم و داشتم میرفتم که
ـ کجا با این عجله
+ بیرون
ـ با کی
+ دوستم
ـ کدوم دوستت
+ اممم لوکا
ـ منم میام
+ کجاااا نه بابا زود میام خونه
ـ حتی یک دقیقه از ساعت نه بگذره خونه رات نمیدم
+ باشه حالا
فلش بک به توی کافه
ا.ت ویو
رسیدم کافه ی خوشگلی بود دیدم لوکا داره برام دست تکون میده پس رفتم پیشش
+ سلاممم
£ سلامم خوش اومدی
+ ممنون
£ میشه بشینی
+ حتماا
ا.ت ویو
نشستم یعنی چیکارم داشت ؟
£ راستش ا.ت نمی دونم چجوری باید بهت بگم اما اما من خیلی وقته دوست دارم
+ چیییییی
£ می دونم شوکه شدی اما نمیشه یه شانس بهم بدی ؟
+ لوکا واقعا متاسفم ولی من یکی دیگر و دوست دارم
£ اونم تورو دوست داره ؟
+ نمی دونم اما یه چیزی و خوب میدونم این که من خیلیییی دوسش دارم # ای ننهههعع#
£ آهان خب ایشالا اونم تورو دوست داره
+ مرسی
£ می تونیم به دوستیمون ادامه بدیم
+ معلومه
£ خب پس خیالم راحت شد
غذا سفارش بدیم؟
+ اره
فلش بک به بعد از غذا
+ ساعت چنده لوکا ؟
£ یه ربع به نه
+ چیییی ؟
از اینجا تا عمارت ما چقدر راهه ؟
£ نیم ساعت
+ شوخی نکن لوکا
£ چرا باید شوخی کنم اصلا چرا انقد نگران شدی ؟
+ کوک گفت اگه یک دقیقه از ساعت نه بگذره دیگه خونه رام نمیده
£ اشکال نداره اونم اونقدر جدی نیست که میخوای برسونمت خونه
+ ممنون میشم
£ خب پس بریم
.
.
.
.
.
£ خب ا.ت رسیدیم
+ ممنون ولی الان ساعت چنده ؟
£ نه و ربع
+ واسم دعا کن
£ باشه 😂 میخوای بمونم تا بری تو
+ نعععع تو برو
£ باشه بای
+ بای
ا.ت ویو
ایشالا که رام میده
مگه میشه رام نده ؟
از زبان نویسنده :از شانس گل ا.ت خانمم بارون گرفت اونم شدیددد
ا.ت زنگ در و میزنه و کوک پشت آیفون میگه
ـ الان ساعت چنده؟
+ نه و ربع
ـ گفته بودم چند باید خونه باشی ؟
+ نه
ـ پس خونه بی خونه
+ بیخیال کوک داره بارون میاد منم چتر ندارم سرما میخورم
ـ میخواستی سر ساعت بیای خونه
از زبان نویسنده : الان یک ساعت گذشته بود و دخترک ما هنوز بیرون بود و داشت سرما میخورد و خیسس آب بود
کوک ویو
برم در و باز کنم ؟
نه کوک تو اینکار و نمی کنی
اما سرما میخوره
میخواست به موقع بیاد
گناه داره بزار اینبارو درو باز کنم
ادامه
فلش بک به صبح
ا.ت ویو
صبح بود از خواب بلند شدم دیدم انگار یه چیزی رو تختم سنگینی میکنه دیدم کوک بود !
بالا سر من چیکار می کرد
وایسا ببینم دیشببب
کوک ویو
با تکون خوردن تخت فهمیدم ا. ت از خواب بیدار شده ازم پرسید دیشب چی شده که بهش گفتم
ـ از اتاقت صدای شکستن چیزی اومد که اومدم دیدم بیهوش افتادی وسط اتاق اومدم پیشت خیلی تب داشتی وقتی که بهوش اومدی هذیون میگفتی
ا. ت ویو
یعنی اون حرف های دیشب منو باور نداشت ؟؟ چرا نمی فهمید که دوسش دارم ؟
تو همین فکرا بودم که دوباره سر و کله ی ماریا پیدا شد
∆ سلام
+ سلام
∆ تو چرا همش مزاحم کوکی میدونی کوک چقدر اذیت شد تا تو بیدار شی به من زنگ زد و گفت تو یه اضافه ای گورتو از خونه گم کن بیرون
ـ تو راه پله ها بودم که دیدم ماریا وارد اتاق ا. ت شده می خواستم برم تو ولی ترجیح دادم ببینم ماریا چی میگه و ا. ت چی جوابشو میده
+ هوییی زنیکه حرف دهنتو بفهم مزاحم اصلی توییی تو گورتو از خونه گم کن
+ کوکککک راست میگه که من اضافه اممم؟؟؟؟؟
کوک ویو
دیگه ماریا داشت از حدش خارج می شد منم نمی خواستم ا. ت دروغاشو باور کنه پس ...
ـ معلومه که نه ماریا توعم دیگه از خونه برو بیرون نمی خوام باهم باشیم دیگه دوست ندارم
∆چیییی به خاطر این افریته # درست نوشتم ؟# با من این کارو میکنیییی
ـ اولن افریته هفت جدو ابادته دومن دلیل خاصی نداره دیگه دوست ندارم
∆ باشه ولی پشیمون میشی
ماریا هم با سرعت از خونه زد بیرون
ا. ت ویو
یعنی به خاطر من ماریا رو از خونه بیرون کرد ؟ وایسا گوشیم داره زنگ میخوره بزار ببینم کیه ؟ اع لوکاعه
مکالمه تلفنی
+ سلام لوکا
£ سلام ا. ت خوبی
+ مرسی ممنون جانم کارم داشتی
£ راستشو بخوای آره میخواستم یه حرف مهمی و بهت بزنم که پشت تلفن نمیشه باید حضوری هم و ببینیم کافه چطوره ؟
+ خوبه اما چه حرفی ؟
£ خودت بعداً میفهمی
+باشه چه ساعتی ؟
£ ساعت شیش عصر چطوره ؟
+ خوبه میبینمت خدافظ
£ اوکی خدافظ
بیا پایین
.
.
.
.
.
فلش بک به عصر
ا.ت ویو
ساعت پنج شده سریع برم یه دوش ۱۵ مینی بگیرم و بیام .....از حموم در اومدم یاد اتفاق اون روز با کوک افتادم بعد شروع کردم به حاضر شدن
یه آرایش ملیح کردم لباسای گشاد و مشکیمو پوشیدم و داشتم میرفتم که
ـ کجا با این عجله
+ بیرون
ـ با کی
+ دوستم
ـ کدوم دوستت
+ اممم لوکا
ـ منم میام
+ کجاااا نه بابا زود میام خونه
ـ حتی یک دقیقه از ساعت نه بگذره خونه رات نمیدم
+ باشه حالا
فلش بک به توی کافه
ا.ت ویو
رسیدم کافه ی خوشگلی بود دیدم لوکا داره برام دست تکون میده پس رفتم پیشش
+ سلاممم
£ سلامم خوش اومدی
+ ممنون
£ میشه بشینی
+ حتماا
ا.ت ویو
نشستم یعنی چیکارم داشت ؟
£ راستش ا.ت نمی دونم چجوری باید بهت بگم اما اما من خیلی وقته دوست دارم
+ چیییییی
£ می دونم شوکه شدی اما نمیشه یه شانس بهم بدی ؟
+ لوکا واقعا متاسفم ولی من یکی دیگر و دوست دارم
£ اونم تورو دوست داره ؟
+ نمی دونم اما یه چیزی و خوب میدونم این که من خیلیییی دوسش دارم # ای ننهههعع#
£ آهان خب ایشالا اونم تورو دوست داره
+ مرسی
£ می تونیم به دوستیمون ادامه بدیم
+ معلومه
£ خب پس خیالم راحت شد
غذا سفارش بدیم؟
+ اره
فلش بک به بعد از غذا
+ ساعت چنده لوکا ؟
£ یه ربع به نه
+ چیییی ؟
از اینجا تا عمارت ما چقدر راهه ؟
£ نیم ساعت
+ شوخی نکن لوکا
£ چرا باید شوخی کنم اصلا چرا انقد نگران شدی ؟
+ کوک گفت اگه یک دقیقه از ساعت نه بگذره دیگه خونه رام نمیده
£ اشکال نداره اونم اونقدر جدی نیست که میخوای برسونمت خونه
+ ممنون میشم
£ خب پس بریم
.
.
.
.
.
£ خب ا.ت رسیدیم
+ ممنون ولی الان ساعت چنده ؟
£ نه و ربع
+ واسم دعا کن
£ باشه 😂 میخوای بمونم تا بری تو
+ نعععع تو برو
£ باشه بای
+ بای
ا.ت ویو
ایشالا که رام میده
مگه میشه رام نده ؟
از زبان نویسنده :از شانس گل ا.ت خانمم بارون گرفت اونم شدیددد
ا.ت زنگ در و میزنه و کوک پشت آیفون میگه
ـ الان ساعت چنده؟
+ نه و ربع
ـ گفته بودم چند باید خونه باشی ؟
+ نه
ـ پس خونه بی خونه
+ بیخیال کوک داره بارون میاد منم چتر ندارم سرما میخورم
ـ میخواستی سر ساعت بیای خونه
از زبان نویسنده : الان یک ساعت گذشته بود و دخترک ما هنوز بیرون بود و داشت سرما میخورد و خیسس آب بود
کوک ویو
برم در و باز کنم ؟
نه کوک تو اینکار و نمی کنی
اما سرما میخوره
میخواست به موقع بیاد
گناه داره بزار اینبارو درو باز کنم
- ۷۷.۰k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط