رمان دخت من
پارت ۱۹
تایلر
بیرون یه کاری داشتم درمورد باند رفتم حلش کنم
داشتم بر میگشتم به خونه ک گوشیم زنگ خورد پدرم بود
_ بله
پ.ت:: پسرم زود بیا خونه آنیا
_ آنیا چی شده بگوووووو
پ.ن:: آنیا چاقو خورده
این حرفو ک شنیدم انگار دنیا رو سرم خراب کردن سریع گوشیو قط کردم و رفتم خونه کسی نبود
از خدمتکار پرسیدم گفت رفتن بیمارستانن
با تمام سرعت به سمت بیمارستان رفتم
_ زن من کجاستتتتت
! آقا آروم باشید اینجا بیمارستانه
از گردنش گرفتم گفتم بنال زن من کجاستتتتتت
! تو اتاق عمله
سریع رفتم جلوی اتاق عمل
پدرم آمد جلو خواست بغلم کنه نذاشتم
_ کی زده
پ.ت:.......
_ گفتم کی زدهههههههه
پ.ت :: آروم باش پسرم ملیس زده
_ چی میکشمش
گوشیمو در آوردم زنگ زدم به جک
# الو
_ زود ملیس و برام پیدا کن
# چیزی شده
_ گفتم برام پیدا کننن
# آروم باش باشه
تلفن و قط کردم چند ساعت گذشته بود هنوز از اتاق عمل خبری نبود ک در باز شد و دکتر آمد بیرون
_ زنم زنم حالش چطوره
// دکتر
// حال همسرتون خوبه چاقو به بخش های داخلی آسیب نزده
فقط...
_ چیییی
// بچه تون و از دست دادی غم اخرتون باشه
_ چییییی نهههه باورم نمیهشهه
به موهام چنگ میزدمممم
داشتم دیوونه میشدممممممم
آنیا رد آوردن بیرون بیهوش بود
بردنش تو اتاق
رفتم نشستم پیشش برای اولین بار بعد از چندین سال گریه کردم
باورم نمیشد من اینو چجوری بهش بگمممم
چشاشو باز کرد
_ پرنسسم
صدام گرفته بود
+ بچه.م
_ به خودت فشار نیار استراحت کن
+ تایلر بچم بچم خوبه
_ سرمو انداختم پایین
+ جوابمو بدهههه هق بچمممم
گریه میکرددد
_ آروم باش پرنسسم
+ همش تقصیر منه من اونو نمیخواستمممم
_ نزن این حرفووو
بغلش کردم یکم آروم شد و خوابید
ملیس فقط پیدات کنمممم
گوشیم زنگ خورد جک بود
# الو....
.
.
...
.
تایلر
بیرون یه کاری داشتم درمورد باند رفتم حلش کنم
داشتم بر میگشتم به خونه ک گوشیم زنگ خورد پدرم بود
_ بله
پ.ت:: پسرم زود بیا خونه آنیا
_ آنیا چی شده بگوووووو
پ.ن:: آنیا چاقو خورده
این حرفو ک شنیدم انگار دنیا رو سرم خراب کردن سریع گوشیو قط کردم و رفتم خونه کسی نبود
از خدمتکار پرسیدم گفت رفتن بیمارستانن
با تمام سرعت به سمت بیمارستان رفتم
_ زن من کجاستتتتت
! آقا آروم باشید اینجا بیمارستانه
از گردنش گرفتم گفتم بنال زن من کجاستتتتتت
! تو اتاق عمله
سریع رفتم جلوی اتاق عمل
پدرم آمد جلو خواست بغلم کنه نذاشتم
_ کی زده
پ.ت:.......
_ گفتم کی زدهههههههه
پ.ت :: آروم باش پسرم ملیس زده
_ چی میکشمش
گوشیمو در آوردم زنگ زدم به جک
# الو
_ زود ملیس و برام پیدا کن
# چیزی شده
_ گفتم برام پیدا کننن
# آروم باش باشه
تلفن و قط کردم چند ساعت گذشته بود هنوز از اتاق عمل خبری نبود ک در باز شد و دکتر آمد بیرون
_ زنم زنم حالش چطوره
// دکتر
// حال همسرتون خوبه چاقو به بخش های داخلی آسیب نزده
فقط...
_ چیییی
// بچه تون و از دست دادی غم اخرتون باشه
_ چییییی نهههه باورم نمیهشهه
به موهام چنگ میزدمممم
داشتم دیوونه میشدممممممم
آنیا رد آوردن بیرون بیهوش بود
بردنش تو اتاق
رفتم نشستم پیشش برای اولین بار بعد از چندین سال گریه کردم
باورم نمیشد من اینو چجوری بهش بگمممم
چشاشو باز کرد
_ پرنسسم
صدام گرفته بود
+ بچه.م
_ به خودت فشار نیار استراحت کن
+ تایلر بچم بچم خوبه
_ سرمو انداختم پایین
+ جوابمو بدهههه هق بچمممم
گریه میکرددد
_ آروم باش پرنسسم
+ همش تقصیر منه من اونو نمیخواستمممم
_ نزن این حرفووو
بغلش کردم یکم آروم شد و خوابید
ملیس فقط پیدات کنمممم
گوشیم زنگ خورد جک بود
# الو....
.
.
...
.
- ۹.۸k
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط