خدایش بخونید.. حمایت کنید.
n: پنهان.. پارت صفر☆
سه ماه از طلاقت با جینگ میگذره(شوهر سابق) ماه های اول داغون بودی. انتظار خیانت از جینگ رو اصلا نداشتی وقتی از همچیت گذشتی تا با اون ازدواج کنی و بعد بهت خیانت کرد...بعد از سه ماه تصمیم گرفتی فراموش کنی و به چیزی که علاقه داری بپردازی«مکانیک» دختری اما به مکانیکی علاقه داری.
یک روز مثل بقیه روز ها بیرون میگشتی و کسی که ماشینش خراب میشد درست میکردی از خودت گاراژ یا محل کار نداشتی برای همین توی کوچه ها پرسه میزدی وسعی میکردی ماشین ها رو درست کنی
«سکانس»
ا/ت: اقا شما باید باتری این ماشین رو عوض کنید دیگه جونی برای این ماشین نمونده
یک اقا رندوم: اه به تو چه اصلا میرم قشنگ یه جای درست حسابی درستش میکنم چرا بدم دست تو؟ هه یه دختر؟(پوزخند)
ا/ت: منظورت چیه مرد؟ بهتر از من پیدا نمیکنی
اقا: ایش برو کنار
(سوار ماشینش شد و رفت)
ا/ت: اوف اینم نشد... چه روز گوهی امروز هیچ مشتری گیرم نیومد
(یک ماشین به سمتت اومد و درست جلوی تو پارک کرد)
ا/ت: هی! هواست کجاست نزدیک بود بزنی بهم!
(یک مرد با کت شلوار سیاه و چهره خشن و سرد اومد بیرون ا اون چشمای سردش بهم نگاه کرد)
ا/ت: چ. چیه؟...
#: صدمه دیدی؟
ا/ت: چچی.. نه
#: پس هیچی دیگه چرا اعصبانی میشی
(جذابه)
ات: خخب..نزدیک بود بزنی.. فکر کنم ماشینت ترمزش یکم گیر داره.. میخوای درستش کنم؟
(یک نگاه کلی به سر تا پام انداخت)
#: عجیبه... باشه چرا که نه بفرما
(ددرحال برسی)
خب درست حدس زده بودم ترمزش یکم گیر داره درستش میکنم باید ابزار هامو بیارم
(رفتم ابزار اوردم و درحال درست کردن)
ااگه این قمست رو شل کنم دوباره خراب میشه و برمیگرده پیشم که درستش کنم(توی ذهنم)
#: تموم شد؟ عالیه کارت خوبه
اات: ممنونم امیدوارم که دیگه کسی رو زیر نگیری(متلک)
(به توهینم یک نیشخند زد سوار ماشینش شد گوشیش رو از دستش گرفتم)
#: چیزی شده؟
ات: شمارم.. هروقت ماشینت خراب شد بیا پیش خودم
(ااینبار نیشخندش بیشتر شد)
#: حتما..
اات: خخب مبلغ میشه انقدر... بکم تخفیف هم گذاشتم
(ااز جیب کتش پاکتی پول بهم داد)
اات: ااوهه این بیشتر از چیزیه که میخوام.. خیلی بیشتر
#: صرفا کارت خوب بود..
ات: راستی اسمت چی..
(گاز و گرفت رفت)
ات؛اایش.. مرتیکه اشغال.. ولی پولی که داد خیلیه.. من اگه ده تا ماشین هم درست کنم انقدر نمیشه. ولی تیپش انقدر خوب ظاهرا پولدار هم هست پس چرا همچین ماشین خرابی؟!
خدایش حمایت کنید..
#اکسپلور
#explore
سه ماه از طلاقت با جینگ میگذره(شوهر سابق) ماه های اول داغون بودی. انتظار خیانت از جینگ رو اصلا نداشتی وقتی از همچیت گذشتی تا با اون ازدواج کنی و بعد بهت خیانت کرد...بعد از سه ماه تصمیم گرفتی فراموش کنی و به چیزی که علاقه داری بپردازی«مکانیک» دختری اما به مکانیکی علاقه داری.
یک روز مثل بقیه روز ها بیرون میگشتی و کسی که ماشینش خراب میشد درست میکردی از خودت گاراژ یا محل کار نداشتی برای همین توی کوچه ها پرسه میزدی وسعی میکردی ماشین ها رو درست کنی
«سکانس»
ا/ت: اقا شما باید باتری این ماشین رو عوض کنید دیگه جونی برای این ماشین نمونده
یک اقا رندوم: اه به تو چه اصلا میرم قشنگ یه جای درست حسابی درستش میکنم چرا بدم دست تو؟ هه یه دختر؟(پوزخند)
ا/ت: منظورت چیه مرد؟ بهتر از من پیدا نمیکنی
اقا: ایش برو کنار
(سوار ماشینش شد و رفت)
ا/ت: اوف اینم نشد... چه روز گوهی امروز هیچ مشتری گیرم نیومد
(یک ماشین به سمتت اومد و درست جلوی تو پارک کرد)
ا/ت: هی! هواست کجاست نزدیک بود بزنی بهم!
(یک مرد با کت شلوار سیاه و چهره خشن و سرد اومد بیرون ا اون چشمای سردش بهم نگاه کرد)
ا/ت: چ. چیه؟...
#: صدمه دیدی؟
ا/ت: چچی.. نه
#: پس هیچی دیگه چرا اعصبانی میشی
(جذابه)
ات: خخب..نزدیک بود بزنی.. فکر کنم ماشینت ترمزش یکم گیر داره.. میخوای درستش کنم؟
(یک نگاه کلی به سر تا پام انداخت)
#: عجیبه... باشه چرا که نه بفرما
(ددرحال برسی)
خب درست حدس زده بودم ترمزش یکم گیر داره درستش میکنم باید ابزار هامو بیارم
(رفتم ابزار اوردم و درحال درست کردن)
ااگه این قمست رو شل کنم دوباره خراب میشه و برمیگرده پیشم که درستش کنم(توی ذهنم)
#: تموم شد؟ عالیه کارت خوبه
اات: ممنونم امیدوارم که دیگه کسی رو زیر نگیری(متلک)
(به توهینم یک نیشخند زد سوار ماشینش شد گوشیش رو از دستش گرفتم)
#: چیزی شده؟
ات: شمارم.. هروقت ماشینت خراب شد بیا پیش خودم
(ااینبار نیشخندش بیشتر شد)
#: حتما..
اات: خخب مبلغ میشه انقدر... بکم تخفیف هم گذاشتم
(ااز جیب کتش پاکتی پول بهم داد)
اات: ااوهه این بیشتر از چیزیه که میخوام.. خیلی بیشتر
#: صرفا کارت خوب بود..
ات: راستی اسمت چی..
(گاز و گرفت رفت)
ات؛اایش.. مرتیکه اشغال.. ولی پولی که داد خیلیه.. من اگه ده تا ماشین هم درست کنم انقدر نمیشه. ولی تیپش انقدر خوب ظاهرا پولدار هم هست پس چرا همچین ماشین خرابی؟!
خدایش حمایت کنید..
#اکسپلور
#explore
- ۲۰.۸k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط