پارت ۱۲
بهش پیام دادم
دنیا:داشتم با هلیا چت میکردم که یه شماره اومد بالای صفحه که پی ام داده بود نوشته بود سلام خانوم به شماره نگاه کردم و گفتم این کیه خدا؟ براش نوشتم سلام شما؟ نوشت یه ادم خاص گفتم من اسم پرسیدم گفت خوب تو ادم خاص صدام کن گفتم کی هستی نوشت یه اشنا نوشتم کدوم اشنا که اسمشو نمیگه و منم شمارشو سیو ندارم نوشت داشتی شمارمو عوض کردم نوشتم خوب بگو کی هستی
نوشت به موقش، میگم. نوشتم :بلاک میکنم گفت مهم نیست یه سیمکارت دیگه میگیرم پی ام میدم نوشتم فقط یه مزاحم کم داشتم نوشت مزاحم نیستم با ایموجیه چشمک
گنگ بود برام گفتم لطفا بگو نمیخوام یه جای گنگ تو ذهنم باشه هیچی ننوشت اعصابم به هم ریخت فردا با برسام کلاس داشتم شمارشو هلیا برام فرستاد بازش کردم و به شماره نگاه کردم این نه یعنی دهنم باز موند این برسامه اِ اِ جالب شد پس اون شلیک خنده این بوده عجب غلطی کردما
رفتم تو چتش براش نوشتم احیاناً هم دانشگاهی نیستی چند لحظه بعد نوشت هستم نوشتم خدارو شکر پس نیاز نیست شماره استاد راد و پیدا کنم
گفت شماره استاد راد رو واسه چی میخوای نوشتم شما که غریبه نیستی عاشقش شدم
خودم پوکیدن نوشت واقعا گفتم نه بابا چرت و پرت گفتم میخواستم بپرسم فردا درس میپرسه یا نه نوشت نمیدونم شاید اره شاید نه گفتم خوب حالا اقای استاد هنوز معرفی نمیکنی ویس فرستاد دهنت سرویس از کجا فهمیدی گفتم از هلیا شمارتو گرفتم چند دقیقه پیش میخواستم بپرسم میخوای بپرسی درسو یا نه
نوشت اه حیفش ایموجی خنده فرستادم و نوشتم فعلا استاد خل و چلم
سیوش کردم استاد خل و چل
برسام:
خیلی تیزه و باهوش شمارشو سیو کردم توله شیطون
ولی همشو جبران میکنم و رفتم برنامه ریزی کنم واس نقشه بعدیم
دنیا:
پوفففف حالم از این ساعته بهم میخوره ساعت 9 بود و10 کلاس داشتم با برسام رفتم داخل مستر اتاقم صورتمو شستم مسواک زدم اومدمم بیرون تقه ای به در خورد گفتم بفرما هلیا بود چهرمو که دید امروز روزشه سرمو تکون دادم ما با وجود تموم شیطنتامون خیلی مغرور بودیم در ماه یکی یا دوبار نقاب شیطونمون کنار میرفت و میشدیم مغرور و سرد
دنیا:داشتم با هلیا چت میکردم که یه شماره اومد بالای صفحه که پی ام داده بود نوشته بود سلام خانوم به شماره نگاه کردم و گفتم این کیه خدا؟ براش نوشتم سلام شما؟ نوشت یه ادم خاص گفتم من اسم پرسیدم گفت خوب تو ادم خاص صدام کن گفتم کی هستی نوشت یه اشنا نوشتم کدوم اشنا که اسمشو نمیگه و منم شمارشو سیو ندارم نوشت داشتی شمارمو عوض کردم نوشتم خوب بگو کی هستی
نوشت به موقش، میگم. نوشتم :بلاک میکنم گفت مهم نیست یه سیمکارت دیگه میگیرم پی ام میدم نوشتم فقط یه مزاحم کم داشتم نوشت مزاحم نیستم با ایموجیه چشمک
گنگ بود برام گفتم لطفا بگو نمیخوام یه جای گنگ تو ذهنم باشه هیچی ننوشت اعصابم به هم ریخت فردا با برسام کلاس داشتم شمارشو هلیا برام فرستاد بازش کردم و به شماره نگاه کردم این نه یعنی دهنم باز موند این برسامه اِ اِ جالب شد پس اون شلیک خنده این بوده عجب غلطی کردما
رفتم تو چتش براش نوشتم احیاناً هم دانشگاهی نیستی چند لحظه بعد نوشت هستم نوشتم خدارو شکر پس نیاز نیست شماره استاد راد و پیدا کنم
گفت شماره استاد راد رو واسه چی میخوای نوشتم شما که غریبه نیستی عاشقش شدم
خودم پوکیدن نوشت واقعا گفتم نه بابا چرت و پرت گفتم میخواستم بپرسم فردا درس میپرسه یا نه نوشت نمیدونم شاید اره شاید نه گفتم خوب حالا اقای استاد هنوز معرفی نمیکنی ویس فرستاد دهنت سرویس از کجا فهمیدی گفتم از هلیا شمارتو گرفتم چند دقیقه پیش میخواستم بپرسم میخوای بپرسی درسو یا نه
نوشت اه حیفش ایموجی خنده فرستادم و نوشتم فعلا استاد خل و چلم
سیوش کردم استاد خل و چل
برسام:
خیلی تیزه و باهوش شمارشو سیو کردم توله شیطون
ولی همشو جبران میکنم و رفتم برنامه ریزی کنم واس نقشه بعدیم
دنیا:
پوفففف حالم از این ساعته بهم میخوره ساعت 9 بود و10 کلاس داشتم با برسام رفتم داخل مستر اتاقم صورتمو شستم مسواک زدم اومدمم بیرون تقه ای به در خورد گفتم بفرما هلیا بود چهرمو که دید امروز روزشه سرمو تکون دادم ما با وجود تموم شیطنتامون خیلی مغرور بودیم در ماه یکی یا دوبار نقاب شیطونمون کنار میرفت و میشدیم مغرور و سرد
- ۹.۷k
- ۰۴ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط