هم مذهـــبی و ولایی و عــاقل بود

هم مذهـــبی و ولایی و عــاقل بود
هم با همه ی نجابتش خوشگل بود

از چفیه ی زیــرِ چـــادرش فـهمیدم
یک دختـــر انـقـلابـی کامـل بـــــود
دیدگاه ها (۱)

پارت نهم: «ماتِ ناگهانی»نورِ چراغِ برنجیِ روی میز، روی تخته‌...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️روزیرها.بلک‌ها.برکشایرها.اما بین آنها، دخت...

𓆩 پارت ۶۱ 𓆪 🖤جیمین به سمت ورودی رفت و با دیدن مرد، پوزخند زد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part20چشامو بستم و از خستگی زرتی خوابم برد صب...

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

دلبر رئیس

دینی اصلا نگرفته که الکی نمره رد کرده کصکش که...عااخیلی حس ک...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

Part ²⁷ات ویومیخواستم حرف بزنم اما زنگ در مانع شد در باز شد ...

قسمت ۸ فردا صبح، وقتی جونگ‌کوک با سردرد از خواب بیدار شد و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط