خدمتکار ۱. ببخشید خانوم

خدمتکار ۱. ببخشید خانوم
ات. چه بخشیدنی
ات. همگی گمشید بیرون
همه خدمتکار ها از اتاق رفتن بیرون من هی داشتم گریه میکردم
ات.هق هق جونگ. جونگ کوک ک...کجا رفتیی هققققق
م.‌ک چی شده عروس گلم
ات. مادر جون چرا جونگ کوک نیومده
م.ک دخترم همین الان زنگ زد گفت یک رب دیگه میام
ات. واقعا
م.ک آره عزیزم
ات. هورااا ( پرید بغل مامان کوک)


یک رب بعد
صدای زنگ آمد°•
خدمتکار رفت تا درو باز کنه که جونگ کوک و باباش آمد تو عمارت
) ذهن کوک) بلا خره تونستیم خانواده مین رو شکست بدیم مادر پدرش رو بکشیم ولی خودش رو نه
ات تا صدای زنگ آمد رفتم پایین تا جونگ کوک دیدم محکم پریدم بغلش بوسش کردم
کوک. عشقم وایسا برسم
ات. نه ۳ روز پیشم نبودی دلتنگ تو شده بودم
کوک.‌ واقعا چه جالبه
ات. خول وضع
کوک. یک چیزی بهت بگم
ات. چی؟
کوک. میمون درختی من
ات. چی گفتی ( با اخم کوت)
کوک. اخبار رو یکبار میگن
ات. تا ۳ میشمورم فرار نکنی فرارت میکنم
کوک. یا ابلفضللللللاا
ات.‌وایسا ببنیم کارت ندارم
کوک. دروغ نگووو
ات انقدر دنبال جونگ کوک کرد تا پاهای جونگ کوک درد گرفت تا جونگ کوک وایسات ات گرفتش مشت های کوچولو زد بهش ......
بچه ها این پارت هدیه هست . بخاطره ۶۰ شدنمون 😛😜🥳
دیدگاه ها (۰)

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

چندپارتی جونگ کوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط