the little tiger of the mafia
𝗣𝗧𝟭𝟭
+ من خائن نیستم...
_ اووو پس چی هستی؟
ویو ات: فقط بهش نگاه میکردم و هیچی نمیگفتم، ببخشید که نمیتونم بهت بگم من کیم ته ته کوچولو
_ اصن هر خری که هستی برای من فقط یه خائن کثیفی ( داد با عصبانیت)
ویو ته:
وقتی داشتم داد میزدم نتونستم احساساتمو کنترل کنم و صدام لرزید، تهیونگ لعنت بهت هنوزم مثل بچگیت ضعیفی
+ هنوزم نمیتونی احساساتتو کنترل و مخفی کنی؟ این برای رییس مافیا خیلی بده
_ ت... تو هیچی ازم نمیدونی پس دهنتو ببند
+چشم کیم کوچولو
قلبم با این حرفش لرزید ولی روی خودم نیاوردم
_ زبون درازی نکن وگرنه مجبور میشم اون زبون لعنتی رو ببرم
+ دلت نمیاد
_ اخرین فرصته که میپرسم... کی هستی
+مهم نیست فقط باید از دست پدر و مادرت نجات پیدا کنی
_ چرا؟ اونا خیلیم خوبن
چی داری میگی تهیونگ اونا حتی بهت رحم نکردن چون بچه ی اون هر*زه پسره و میتونه وارث باشه
+ پدر مادرت روانین احمق!
کنترلم از دست رفت و بهش سیلی محکمی زدم که نصف صورتش قرمز شد
_ جرعت نکن دوباره درباره ی پدر مادرم اینطوری صحبت کنی
_ جیهو اون بیرونی؟ جیهو!
٪ ته... ته بیا یه مشکل بزرگی داریم
جیهو داشت نفس نفس میزد
_ چیشده دوباره
٪ یورا... بچش...
_ باشه بریم
ویو ات:
یورا؟ یورا کیه؟ بچه چیه؟ تهیونگ بچه داره؟
یعنی تهیونگ بهم خیانت کرده؟
نه ات اون همچین کار مزخرفی نمیکنه... اون بهت قول داده بود منتظرت بمونه.
ولی اگه اون شایعه ی که تهیونگ با یه هر*زه بچه داره واقعی باشه یعنی....
یعنی یورا همون هرز*ست؟!
+ من خائن نیستم...
_ اووو پس چی هستی؟
ویو ات: فقط بهش نگاه میکردم و هیچی نمیگفتم، ببخشید که نمیتونم بهت بگم من کیم ته ته کوچولو
_ اصن هر خری که هستی برای من فقط یه خائن کثیفی ( داد با عصبانیت)
ویو ته:
وقتی داشتم داد میزدم نتونستم احساساتمو کنترل کنم و صدام لرزید، تهیونگ لعنت بهت هنوزم مثل بچگیت ضعیفی
+ هنوزم نمیتونی احساساتتو کنترل و مخفی کنی؟ این برای رییس مافیا خیلی بده
_ ت... تو هیچی ازم نمیدونی پس دهنتو ببند
+چشم کیم کوچولو
قلبم با این حرفش لرزید ولی روی خودم نیاوردم
_ زبون درازی نکن وگرنه مجبور میشم اون زبون لعنتی رو ببرم
+ دلت نمیاد
_ اخرین فرصته که میپرسم... کی هستی
+مهم نیست فقط باید از دست پدر و مادرت نجات پیدا کنی
_ چرا؟ اونا خیلیم خوبن
چی داری میگی تهیونگ اونا حتی بهت رحم نکردن چون بچه ی اون هر*زه پسره و میتونه وارث باشه
+ پدر مادرت روانین احمق!
کنترلم از دست رفت و بهش سیلی محکمی زدم که نصف صورتش قرمز شد
_ جرعت نکن دوباره درباره ی پدر مادرم اینطوری صحبت کنی
_ جیهو اون بیرونی؟ جیهو!
٪ ته... ته بیا یه مشکل بزرگی داریم
جیهو داشت نفس نفس میزد
_ چیشده دوباره
٪ یورا... بچش...
_ باشه بریم
ویو ات:
یورا؟ یورا کیه؟ بچه چیه؟ تهیونگ بچه داره؟
یعنی تهیونگ بهم خیانت کرده؟
نه ات اون همچین کار مزخرفی نمیکنه... اون بهت قول داده بود منتظرت بمونه.
ولی اگه اون شایعه ی که تهیونگ با یه هر*زه بچه داره واقعی باشه یعنی....
یعنی یورا همون هرز*ست؟!
- ۲۳.۶k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط