چشم هایش

چشم هایش
اصول کافی بود
دست هایش
تفسیر المیزان
هر بار که صدایم می کرد
به شنیدن صداش
ایمان می آوردم
هر لحظه که نمی دیدمش
به نشنیدن صداش
کافر می شدم
#سجاد_افشاریان
#شعر #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_کوتاه
دیدگاه ها (۱)

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

.....پارت ششم....

بعضی آدمها را نباید با لبخندهایشان قضاوت کرد؛ پشت هر لبخند ج...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

رمان :(مان تا وقتی که عاشقت شدم )

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.23(روایت از زبان ا.ت)...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیعصر، جونگ‌کوک با ماشین مشکی‌ا...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

قسمت هفده

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط