۸ پارت ۱۶

نامجون: راستی میدونستین هفته دیگه کنسرت داریم

همه: بله

شوگا: عاااا الان یادم اومد اولین باریو که ا٫ت پیش ما پریود شدو یادتونه (خنده)

جیهوپ: مگه میشه مهم ترین اتفاق بشریتو یادمون بره (خنده)

(فلش بک)

ا٫ت ویو
امروز پریود شده بودم آخه منه بد بخت چه گناهی کردم با هفتا پسرم زندگی مکنم شانس منه دیگه😭
موقع ناهار بود ممون جمع شده بودیم فقت نامجون میدونست چون لیدر بود اول به اون گفتم حتی کوکم نمیدونست

نامجون ویو
دیدم ا٫ت امروز حالش زیاد خوب نیست حدس میزدم چیزی شده رفتم از خودش پرسیدم اول نمیخواست بگه ولی بهش گفتم من لیدرم و باید بدونم اونم بهم گفت واقعا خندم گرفت

ا٫ت: چرا میخندی؟

نامجون: اینکه خجالت نداره عزیزم برای همه پیش میاد
(ا٫تو بغل میکنه و سرشو میبوسه)

نامجون: میرم برات کیسه آبگرم میارم تا اون موقع دراز بکش
ا٫ت: باشه

(نامجون رفت کیسه آبگرمم آوورد و گزاشت رو دل ا٫ت)

ا٫ت: مرسی نامجونی
نامجون: خواهش میکنم بیبی
(سر ا٫تو میبوسه و دلشو ماساژ میده تا موقعی که ا٫ت میخوابه)

(موقع ناهار)
نامجون: بیا ا٫ت
(بهش شیر توت فرنگی میده)
ا٫ت: مرسی ممنون

ا٫ت ویو
میخواستم درشو باز کنم نمیتونستم و بغض کردم

شوگا ویو
دیدم ا٫ت نمیتونه درشو باز کنه و بغض کرده چون دوسش داشتم عصابم خورد شد و از دستش گرفتم بازش کردمو دادم بهش و گفتم

شوگا: آخه اینم بغض کردن داره (کمی داد)
(شت نباید‌ باهاش بلند حرف میزندم)

نامجون: شوگا (عصبی)
ا٫ت: خوب چرا سرم داد میزنی؟ (گریه)
جیمین: بخدا گریه نداره آروم باش (دست میکشه رو کمر ا٫ت)
تهیونگ: راس میگه شوگا منظوری نداشت
شوگا: ا٫ت بخدا غلت کردم
نامجون: بچه ها موضوع این نیست
کوک: پس چیه
نامجون: با اجازه ا٫ت. دوستان ا٫ت پریوده
همه: جان (تعجب)
نامجون: بله تا یک هفته بسات همینه

(پایان فلش بک)

(همه اعضا جر میخورن)
ا٫ت: هر هر هر خندیدیم😒

ا٫ت: عهههه هوا داره تاریک میشه من دیگه میرم خونه

(بچه ها الان تو سال ۲۰۲۲ هستیم همه برای خودشون خونه دارن طبیعتا)

تهیونگ:........................................................

خماری😁
ده تایی شدنمون مبارک🥳
خیلی دوستون دارم عاشقتونم❤❤
ازتون خیییلی ممنونم که همایتم میکنید دورتون بگردم😍😍
فعلا خداحافظ 👋🏻😘😘😘
دیدگاه ها (۰)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

همسر غیره منتظره

مافیای من

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

سیسیا در مورد این فیک الان نبینید همه چی عالیه از اونجایی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط