#خداحافظ_محرم

#خداحافظ_محرم

مُحَرَّم جان؛ خدانگهدارت..
نمی دانم دوباره تو را خواهم دید یا نه..
اما
اگر وزیدی و از سَرِ کوی من گذشتی
سلامَم را به ارباب برسان..
بگو همیشه برایَت مشکی به تن می کرد و دوست داشت نامَش با نام تو عجین شود..
گرچه جوانی می کرد، اما به سَرِ سوزنی هم که شده، تو را از تَهِ دل دوست داشت..
با روضه، صفا می کرد و سرَش درد می کرد برای نوکری..
مُحَرَّم جان؛ تو را به خدا می سپارم
و دلم شور می زند برای "صَفری که از "سَفَر" می رسد..
دیدگاه ها (۲۴)

عاشقانه های شبنم

ادامه 𝑃𝑇 16🍷#contract ×مثلاً اینکه چه غذایی رو دوست داره، چه...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

آوای شبپارت ۲۲ویو نویسنده انیا و دامیان بیدار شدن و صبحانه ر...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

خیلی انرژی گرفتم از اینکه پست طنز گذاشتم؛ با اجازه‌ی بابامم ...

پارت ۲۷

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:3 ــــــــــــ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط