{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خداحافظ_محرم

#خداحافظ_محرم

مُحَرَّم جان؛ خدانگهدارت..
نمی دانم دوباره تو را خواهم دید یا نه..
اما
اگر وزیدی و از سَرِ کوی من گذشتی
سلامَم را به ارباب برسان..
بگو همیشه برایَت مشکی به تن می کرد و دوست داشت نامَش با نام تو عجین شود..
گرچه جوانی می کرد، اما به سَرِ سوزنی هم که شده، تو را از تَهِ دل دوست داشت..
با روضه، صفا می کرد و سرَش درد می کرد برای نوکری..
مُحَرَّم جان؛ تو را به خدا می سپارم
و دلم شور می زند برای "صَفری که از "سَفَر" می رسد..
دیدگاه ها (۲۴)

عاشقانه های شبنم

سناریو جونگکوک

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

P²

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁴...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جیمین چند دقیقه مکث کرد، بعد با ملا...

🦢 پارت دوم | یک هفته تا عروسیصبح روز بعد، خانه از همیشه شلوغ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط