اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۳۹
(ویو نابی)
نابی: اوکی بای
رفتم لباس پوشیدم یکم میکاپ کردم و یکم عطر زدم کیفم برداشتم به سمت
طبقه پایین رفتم که جونگ کوک زنگ زد گفت بیام پایین رفتم بیرون
جونگ کوک اومده بود به ماشین تکیه داده بود و دستاش بغل کرد بود
تا دیدم اولش یکم ساکت شد بعد لحن طلبکارانه گفت
جونگ کوک: وای چرا اینقدر دیر کردی
نابی: خواب موندم
جونگ کوک: اوف خیلی رو مخی سوارشو
نابی: اصلأ نمیام
خواستم برگردم که یهو دستم گرفت و خنده ضایع ای کرد
جونگ کوک: شوخی کردم...... غلط کردم
نابی: اوکی بریم
سوار ماشین شدم و داخل راه افتادیم
جونگ کوک: چرا اینقدر خوشگل کردی ‌‌...... اومدی مخ بزنی
پسره رو مخ به تو چه
نابی: دلم خواست
جونگ کوک: ها ها دلت خواست مرض اگه بدزدنت چی
نابی: هیچ کس جزئتش نداره.....ها ها فکر کردی من مثل تو اسکلم
جونگ کوک: چرا اینقدر رو مخ.......چرا من جرعتش دارم ( تیکه آخر آروم گفت)
نابی: ببند..... وگرنه پیاده میشم
دیگه حرفی نزد که رسیدیم پیاده شدیم رفتیم داخل بوی الکل همه جا گرفته بود
رفتیم نشستیم........ جونگ کوک فقط عین چی الکل می خورد با دخترا گرم
می گرفت یک دختر اومد کنارمون نشست شروع کرد حرف زدن با جونگ کوک
همه اش چندش بازی در می آوردن با حرفاشون آروم در گوش جونگ کوک
گفتم
نابی: من می رم
جونگ کوک: کجا تازه ساعت ۱۰ قول دادی باید بمونی
نابی: باشه
بلند شدم لیوان ویسکی برداشتم به سمت پشت بوم بار رفتم رفتم لبه پشت بوم
نشستم و یکم از ویسکی خوردم و به تمام اتفاقات این مدت فکر کردم بغضم
گرفت ولی دیگه نباید به اون موقع برگردم لیوان ویسکی سر کشیدم..... باد آروم
می وزید حس خنکی باد که موهام به رقص در می آورد خیلی خوب بود
حدود ۴۰ مین اونجا نشستم و به اتفاقات فکر می کردم چشمام خیس بود ولی
دیگه اونقدر حس نداشتم از لبه پشت بوم پایین اومدم و رفتم داخل بار کیفم
برداشتم جونگ کوک معلوم نبود داشت چه غلطی می کرد به سمت بیرون بار
رفتم تاکسی گرفتم و رفتم خونه ...که.......




اسلاید دوم لباس نابی داخل بار
دیدگاه ها (۱۳)

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

پارت ۳۷

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

پارت ۵۰ | پایان پروندهویو جونگ‌کوکچند دقیقه بود هیچ‌کس حرف ن...

LESSON

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط