زندگی پردردسر

زندگی پردردسر
پارت ۲۲

میتسوکی شروع کرد به بلند خوندن نوشته های روی برگه ( من بخاطر کرم درونم نمیگم چی نوشته😂🪱)

میتسوکی: کاتسوکی 😆😏
باکوگو: من فقط اونو پیداش کنم 🤬🔪
میتسوکی: کاتسوکی قبول کن دیگه بالاخره که باید همین کارو کنی

باکوگو برگه رو از میتسوکی میگیره و می‌ره پایین و رنگش از عصبانیت قرمز شده بود

باکوگو: هوی نفله‌ی کله قارچی( منظورش اوراراکاست😂) این چیه هااااااا

اوراراکا برگه رو گرفت و به متنش نگاه کرد

اوراراکا: این کار من نیست من این رو ننوشتم
باکوگو: چی داری میگی این ...
که میتسوکی چان یه ضربه آبدار میزنه تو سر باکوگو

باکوگو: چته چرا میزنی
میتسوکی: آخه الاغ حتما ننوشته که میگه ننوشتم
ایزوکو: سلام خاله میتسوکی و کاچان
میتسوکی: سلام ایزوکو
باکوگو:چه سلامی آخه بروکلی نفله
میتسوکی با نگاه برزخی: کاتسوکی باکوگو😡🔪🤬
باکوگو: تِچ سلام دکوی( این یه تیکه رو آروم گفت) نفله
میتسوکی: حالا بهتر شد ولی اوراراکا چان اگه تو ننوشتی پس کی نوشته؟
مینا: میشه برگی رو ببینم؟
میتسوکی: آره بفرما

مینا برگه رو گرفت و به برگه نگاه کرد و به نوشته ها
مینا شروع می‌کنه به خندیدن

باکوگو: به چی می خندی نفله
مینا:...
دیدگاه ها (۱۰)

پارت پونزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو(مغز باکوگو می...

پارت ۲باکوگو که هنوز دستش روی قلبش بود از گردن دکو جدا شد 《ب...

صدای بارون روی سقف فلزی انباری می‌کوبید. کاتسوکی بدون اینکه ...

به نام خدا--سیلام🤓🌚بعد میلیارد ها سال بهار یادش اومد سناریو ...

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

رمان یک نیمکت فاصله

رمان انفجار و امید

شجاعت در سایه

بازم پارت۹(در عمق نگاه تو)کیریشیما با تعجب نگاهش می‌کرد.&:"ص...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط