{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

″Desirée″

″Desirée″
Part:۵
پ.ک:واااا الآنم فامیلیم تازه این دوتا میتونن باهم ازدواج کنن؟
خنده کرد و به تهیونگ نگاه کرد.
پ.ته: منظورت چیه؟
پدر کوک نزدیک تر شد
پ.ک: دوتا پسرم میتونن باهم ازدواج کنن. فقط نمیتونن بارور باشن که فوقش از یتیم خونه میارن بچه.
پ.ت: چطوری رابطه دارن بعد؟
تک خنده ای کرد و با دقت منتظر حرف موند
پ.ک: یکیشون باتم میشه یعنی کسیه که زیر قرار میگیره تاپم اونکه رابطه رو بدست میگیره
پدر ته بعد از تموم شدن حرف دوست صمیمیش خندید
پ.ته: بیخیال نخواستم اصلا بات فامیل بشم
اون دوتا اصلا حواسشون نبود که تهیونگ کنارشون کمی دور تر نشه و تمام مکالمهاشونو ریز به ریز شنیده ‌. تهیونگ هیچ حرفی نزد و با قدم های ریز از اون محل فاصله گرفت و با خودش کلنجار میرفت و تصور انجام میداد به سمت اتاق رفت و در اتاقو باز کرد. و متوجه کوک توی اتاقش شد،
تهیونگ:اینجا چیکار می‌کنی؟
ته می‌تونست از قیافه کوک بفهمه که مچشو گرفته اما دقیقا در باری چی؟ نمیدونست.
کوک:میخواستم اتاقتو ببینم همین.
کوک خیلی آروم ریلکس جواب انگار که اتفاقی نیوفته.
تهیونگ:ولی بدون اجازه من وارد اتاقم شدی.
تهیونگ کمی سرشو بالا تر آورد و نگاهی به کوک که هیچ جوابی برای حرفش نداشت کرد
کوک تک خنده ای کرد
کوک:گفتم ببینم اتاق پسر وراجی مثل تو چه شکلیه؟
تهیونگ سکوت کرد، انتظار نداشت کوک برای برنده شدن اینجوری غرورشو تخریب کنه..
کوک:راستی چترت دست منع هرموقع که خواستی زنگ بزن بیا بگیر
تهیونگ سری تکون داد و هومی کشید
کوک نزدیک تر شد و چونه ای تهیونگ رو بالاتر آورد. و توی چشماش نگاه کرذ
کوک: از بچگی تا الان هیچ تغییری نکردی دقیقا همون برونگرا و پر انرژی موندی حتی مطمعن نیستم که درست قد کشیده باشی ولی میتونم اعتراف کنم آدم باحالی برای سرگرمی هستی..
تهیونگ صورتشو اونطرف کشید و عقب تر رفت.. واقعا لازم بود آنقدر تحقیرش کنه؟ و اینجوری باهاش رفتار کنه.؟ سرشو پایین انداخت و دستاشو مشت کرد..
سعی میکرد بغضو قورت بده. اون پسر لوسی نبود اما حرفای کوک دقیقا به قلبش برخورد کرده بود..
کوک:نکنه الان میخوای گریه کنیو مامانتو بخوای؟ پوزخندی زد و منتظر ری اکشن تهیونگ موند..
تهیونگ با صدای بلند گفت
تهیونگ:تو فکر می‌کنی کی هستی.؟
اشکاشو رها کرد به سمت کوک رفت. کوک فقط نگاه مغرورانه ای به تهیونگ کرد
تهیونگ: عوضی
مشتشو محکم تو صورت کوک خالی کرد
کوک...


سلامممم به عشقای خودممم خالم بعد سال ها برگشته..🫪😂
بچها شرطی قراره بزارم و یه موضوعم هست که توی پارت بعدی میگم
شرطا:
۴۵لایک
۱۵بازنشر
۴۰کامنت
دیدگاه ها (۵۱)

شاگرد لوس من

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

پارت سوم..... :)

رمان خون‌آشام من پارت ۳تهیونگ و کوک سوار موتور شدن و تهیونگ ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_24ا.ت گیج: خب مگه چیه کوک : آشغال ضرر دار...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p26کوک: ته‌ته به ...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

Heir of Light and Darknesspart : 9آقای کیم به جونگ‌کوک نگاه ...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط