{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد تو منظره ے ڪوچه ے مان فرق نڪرد

بعد تو منظره ے ڪوچه ے مان فرق نڪرد
پنجره، چهره ے من،سوز اذان فرق نڪرد
سر هر پیچ ڪه عمدا به تو بر مے خوردم
سرخے صورت من از هیجان فرق نڪرد
بعد تو مادرم از عشق مرا مے ترساند
حس من زیر قدم هاے زمان فرق نڪرد
بے تو درگیر خیالات پر از درد شدم
روے بوم غزلم رنگ خزان فرق نڪرد
روز و شب خوانده شدے در دل هر تصنیفے
بعد تو سوز قمر، لحن بنان فرق نڪرد
مردے از جنس تو در قصه ے من مانده هنوز
سالها رفت، ولے مرد جوان فرق نڪرد
هر چه مے خواستم از شب به حقیقت پیوست
روز شد چهره ے بے رحم جهان فرق نڪرد
دیدگاه ها (۶)

پارت ۱۵

⁨ همه‌ی داستان‌های حماسی تاریخ، یه قهرمان دارن…وقتی صحبت از ...

پارت ۴۳بعد از اتفاقات دیشب، چند روز گذشت.من و تهیونگ دوباره ...

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

p25

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

پارت ۳۳چند ماه از اون روزِ پر از هیجان گذشته بود. حالا دنیا ...

part63. . بوم... فقط به یونجونی که مثل یه پسر بچه به نظر میو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط