پارت هفتم ازدواج اجباری
کوک از سرویس بهداشتی اومد بیرون و رفت و لباسش و پوشید و رفت بدون خداحافظی
جیمین و ات هن از اتاق اومدن بیرون با بچه ها خداخافظی کرذن و بچه ها رفتن ات هم لباسش و عوض کرد و خوابید جیمین هم ات رو بغل کرد و خوابید.
گذر زمان صبح:
ات چشماش رو باز کرد و با صورت جیمین مواجه شد که خواب بود محو زیبایی جیمین بود که جیمین گفت: به چی نگاه میکنی؟
+عام به هیچی
ات بدنش رو کشی داد و گفت: عشقم پاشو باید بریم صبحانه بخوریم!
•اه عشقم بزار یکمی دیگه بغلت کنممم
+ نمیشه بدو کار داریم تو همباید بری سر تمرینت
•اه باشه
•اجومااااا(علامت اجوما=)
=بله ارباب؟
•صبحانه رو اماده کن
=چشم ارباب
ات لباسش و عوض کرد و یه لباس خیلی خوشکل پوشید و رفت پایین جیمین هم با لباسی که خوابیده بود اومد پایین(بچم سادست😅)
صبحانشوت رو خوردن و جیمین رفت سر تمرینش
از اونجایی که تولد جیمین بود ات صمیم گرفت با اعضا هماهنگ کنه و جبمبن رو غافلگیر کنه!
اعضا هم اوکی دادن ات یه لباس کوتاه و کیوت پوشید ارایش دخترونهای کر. و رفت و کیک بادکنک و..... خرید و رفت سمت سالن تمرین به نامجون زنگ زد که بیاد پایین دنبال ات
خلاصه که نامجون اومد و رفتن بالا کیک و درست کردن و ات کیک و نامجون بادکنک رو دیتش گرفت و در زدن جیمین در و باز کرد و حسابی سوپرایز شد و نامجون کیک و از اد گرغت و ات و جیمین همدیگه رو بغل کردن و همدیگه رو ازلب بوسیدن خلاصع تولد تموم شد و ات هنوز کادوی جیمین رو ندادع بود
بنظرتون کادوی تولد جیمین چی بود؟ 🌈🍷
بچه عا وقتی این رمان رو تمون کردم فعالیتم رو توی روبیکا شروع میکنم🍷🌈
فعلاا
عمس لباس ات هم میزارم برای تولد جیمین🍷🌈
جیمین و ات هن از اتاق اومدن بیرون با بچه ها خداخافظی کرذن و بچه ها رفتن ات هم لباسش و عوض کرد و خوابید جیمین هم ات رو بغل کرد و خوابید.
گذر زمان صبح:
ات چشماش رو باز کرد و با صورت جیمین مواجه شد که خواب بود محو زیبایی جیمین بود که جیمین گفت: به چی نگاه میکنی؟
+عام به هیچی
ات بدنش رو کشی داد و گفت: عشقم پاشو باید بریم صبحانه بخوریم!
•اه عشقم بزار یکمی دیگه بغلت کنممم
+ نمیشه بدو کار داریم تو همباید بری سر تمرینت
•اه باشه
•اجومااااا(علامت اجوما=)
=بله ارباب؟
•صبحانه رو اماده کن
=چشم ارباب
ات لباسش و عوض کرد و یه لباس خیلی خوشکل پوشید و رفت پایین جیمین هم با لباسی که خوابیده بود اومد پایین(بچم سادست😅)
صبحانشوت رو خوردن و جیمین رفت سر تمرینش
از اونجایی که تولد جیمین بود ات صمیم گرفت با اعضا هماهنگ کنه و جبمبن رو غافلگیر کنه!
اعضا هم اوکی دادن ات یه لباس کوتاه و کیوت پوشید ارایش دخترونهای کر. و رفت و کیک بادکنک و..... خرید و رفت سمت سالن تمرین به نامجون زنگ زد که بیاد پایین دنبال ات
خلاصه که نامجون اومد و رفتن بالا کیک و درست کردن و ات کیک و نامجون بادکنک رو دیتش گرفت و در زدن جیمین در و باز کرد و حسابی سوپرایز شد و نامجون کیک و از اد گرغت و ات و جیمین همدیگه رو بغل کردن و همدیگه رو ازلب بوسیدن خلاصع تولد تموم شد و ات هنوز کادوی جیمین رو ندادع بود
بنظرتون کادوی تولد جیمین چی بود؟ 🌈🍷
بچه عا وقتی این رمان رو تمون کردم فعالیتم رو توی روبیکا شروع میکنم🍷🌈
فعلاا
عمس لباس ات هم میزارم برای تولد جیمین🍷🌈
- ۹۰۳
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط