.رفاقت بی رفاقت

.رفاقت بی رفاقت
•خِیلی زمین خوردم
•خِیلی خالی شُد دُورَم
خیلی زمین خوردم تا جایی که پاهای خودمم نتونستن تحملم کنن
•خِیلی زَمآن بُردتآعآدی شُد کُلَا...
(T.me/birefaghat)
دیدگاه ها (۱)

از دشمنان تا عاشقان

پارت ۶داشتم نگاه جونگ کوک میکردم که یهو از پله ها سر خوردم و...

دکتر ماسکشو زد پایین دکتر : خب آقا تبریک میگم اون دختر زنده ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

‏🦙 [۱۹:۴۵ به وقت چین]یه چیزی شبیه ولاگ خراب‌شده دارم، دوست د...

Do I love him, or do I hate him?p:²که مچم توسط یکی گرفته شد_...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

سلام کیوتا! میخوام ی رمان کوتاه بنویسم. فقط ی چند پارتیه ک...

୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی زمانی که دست‌های تهیونگ بین انگشت‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط