{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

Part 22

صبح روز بعد

جین دوباره به بیمارستان رفت

وقتی وارد اتاق شد اِما کنار پنجره نشسته بود و بیرون رو نگاه میکرد

با باز شدن در سرش رو برگردوند

اِما:آقای کیم

جین برای لحظه ای مکث کرد

این اولین بار بود که اِما خودش با دیدن جین حرف میزد

جین:صبح بخیر اِما

اِما:صبح بخیر

جین صندلی کنار تخت رو جلو کشید و نشست

جین:امروز بهتر به نظر میای

اِما:یکم بهترم

جین:خوبه

چند لحظه سکوت بینشون افتاد

اِما:مینجه رو پیدا کردید

جین نگاهش کرد

جین:هنوز نه ولی خیلی به دستگیریش نزدیک شدیم

اِما دست هاش رو روی پاهاش گذاشت

اِما:میترسم دوباره پیداش بشه

جین:این بار نمیذاریم بهت نزدیک بشه

اِما:از کجا مطمئنید

جین:چون دیگه تنها نیستی

اِما چند لحظه بهش نگاه کرد

بعد آروم سرش رو پایین انداخت

اِما:ممنونم

جین:لازم نیست از من تشکر کنی

اِما:ولی شما اولین نفری بودید که مجبورم نکردید حرف بزنم

جین چیزی نگفت

فقط نگاهش کرد

جین:هر وقت آماده بودی حرف میزنی

اِما:فکر کنم کم کم دارم آماده میشم

جین لبخند خیلی کوتاهی زد

همون لحظه گوشی اش زنگ خورد

جین:بله

همکار:رییس کیم مینجه رو پیدا کردیم

جین سریع از جاش بلند شد

جین:کجاست

همکار:جلوی خونه اِما

جین چند لحظه سکوت کرد

جین:هیچکس بهش نزدیک نشه تا من برسم

تماس قطع شد

اِما با نگرانی به جین نگاه کرد

جین:نگران نباش

اِما:میخواید برید دنبالش

جین:آره

اِما چند لحظه بهش نگاه کرد

اِما:مواظب خودتون باشید آقای کیم

جین برای لحظه ای مکث کرد

جین:حتما

جین از اتاق بیرون رفت

اما این بار وقتی در بسته شد اِما برای اولین بار احساس کرد شاید واقعا کسی هست که میتونه ازش محافظت کنه


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط