{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال‌ها آب شدم سوخت ز پا تا به سرم

سال‌ها آب شدم سوخت ز پا تا به سرم
آخر ای زهر جفا شعله زدی بر جگرم
کشت منصور ستم پیشه ز بیداد مرا
کاش می‌کرد دمی شرم ز جد و پدرم
دیدگاه ها (۱)

دلِ شب بود که دشمن به سرایم آمد برد از خانه برون وقت نماز سح...

اولین لقمه ی دنیایی من تربت بودرفت در کام من و حنجره ام گفت:...

مُلک و مَلَک به ناله و افغان و اشک و آه چون داغدار، حضرت موس...

ارباب یه چیزی بگم؟پیش چشمم عشق بازی با رفیقانم نکنکربلایم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط