#ارباب_من

#ارباب_من
#پارت_یک


معرفی شخصیت های اصلی:


سلام من جئون ا/ت هستم دختر باهوش و یه دنده
دلم نمیخواد بهم بگن کیوت ولی میگن
من دختر یکی از مافیا ها هستم ولی پدرم همیشه باهام بد رفتار میکنه و من رو میزنه


سلام من جئون جونگ کوک هستم پسری که بهترین مافیا جهان هست
من پسر عمو ا/ت هستم و از بچگی عاشقش بودم
اما شاید اون ازم بدش بیاد پس چیزی نمیگم


سلام من کیم تهیونگ هستم برادر ناتنی ات
ما خیلی با هم خوبیم و واقعا همو دوست داریم
البته من از راز پسر عموی ناتنیم باخبرم که رازش هم عشق به ات هست ولی اون نمیدونه که من میدونم


بریم سراغ داستان:


ویو ا/ت:



بیدار که شدم سرم خیلی درد میکرد فکر کنم دیشب خیلی مست کردم
بهشاهمیت نمیدم زود خوب میشه
رفتم wc و کار های لازم کردم و لباس خوابم رو جایگزین بلوز قرمز با شلوار لی کردم و رفتم بیرون
باز تهیونگ دم اتاقه ای خدا چرا ول نمیکنه منو
ولی خیلی دوسش دارم


/ات: سلام داداش جون
تهیونگ: بهم نگو داداش جون کیوت خانم که بد میبینی
ا/ت: باشه بابا بریم صبحانه جناب کیم
تهیونگ: چشم خانم جئون


رفتیم پایین پدر مثل همیشه سرم داد زد سر چیز های الکی ولی بعدش چیزی گفت خون توی رگام خشک شد

اون گفت.....


شرایط:


۵ ریکت

۵ ناشناس👇🏻👇🏻
https://abzarek.ir/service-p/msg/4836033


#اد_کوک
@good___gr
دیدگاه ها (۱)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

#میکاپ_آرتیست_من

مربی موتور سوار

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط