🎧 اخرPart2🎧
🎧 اخرPart2🎧
«فلش به بک خونه»
یونا ویو: حالم اصلا خوب نبود هرچی قرص و.. بود خوردم اما اصلا هیچ چیزی رو تاثیر نمیزاشت دلم بدجور درد میکرد ولی با صدایی توجهم جلب شد به درد فهمیدم اومده اصلا برام مهم نیست چون من برای اون مهم نبود
شوگا ویو: گل و کیک رو گذاشتم رو میز فهمیدم تو اتاقه درو باز کردم
ا.ت: جیغغغغغغغغ گمشو برو بیرون دارم نوا*ر میزارم
شوگا: عه بخشید ببخشید
شوگا ویو: پشمام چه لحظه ای بود قشنگ ریدم تو این غافلگیری مثلا قرار بود از پشت مخفیانه بغلش کنم أه لعنتی
ا.ت ویو: این دیگه چه لحظه بدی بود وایییی کارم تموم شد درو باز کردم با قیافه کپ کرده شوگا مواجه شدم
شوگا: آم ...ههههه ببخشید عمدی نبود
ا.ت: ( خنده ریز)
شوگا: به چی میخندی؟
ا.ت: به اینکه خجالت کشیدنت چقدر بامزس
شوگا: ببخشید( بغل)
ا.ت: من باید اینو بگم( بغض«یدونی میرنی به بازوش»)
شوگا: گریه نکن وگرنه قلبم ترک میخوره با گریه کردنت معذرت میخوام همش تقصیر منه
راوی: اروم لبشو خیلی نرم میزاره رو لبت شیرین میبوسه
شوگا: خیلی دوست دارم
ا.ت: م...من( غش میکنی)
شوگا: ا.ت ...ا.ت
( فلش به بک بیمارستان)
دکتر: چیزی تیست یه سرم بهشون تزریق کردیم مال درد این دوران بهتره خودشونو گرم نگه دارن از غذاهای ......( توصیه های پزشکی)
روای: شوگا ا.ت براید استایل بغل میکنه و له سمت خونه حرکت میکنن
(فلش به بک خونه)
ا.ت: اینا چیه
شوگا :«بغلت میکنه» هدیه کوچولو برای معذرت خواهی
ا.ت: لازم نیود اینقدر خودتو به زحمت بندازی ... اها راستی نمیخوای بهم بگی چرا امروز حالت بد بود؟
شوگا : میگم حالا بیا بشین زیاد ایستاده نمون اذیت میشی... چرا اینجوری نگام میکنی
ا.ت: خیلی دوست دارم( بوسیدیش)
راوی:واینطوری اشتی کردید و اون روز به خوبی گذشت
بلخشید اکه بد شد هول هولکی نوشتم اخه امتحاناته و.... مغرم نکشید
«فلش به بک خونه»
یونا ویو: حالم اصلا خوب نبود هرچی قرص و.. بود خوردم اما اصلا هیچ چیزی رو تاثیر نمیزاشت دلم بدجور درد میکرد ولی با صدایی توجهم جلب شد به درد فهمیدم اومده اصلا برام مهم نیست چون من برای اون مهم نبود
شوگا ویو: گل و کیک رو گذاشتم رو میز فهمیدم تو اتاقه درو باز کردم
ا.ت: جیغغغغغغغغ گمشو برو بیرون دارم نوا*ر میزارم
شوگا: عه بخشید ببخشید
شوگا ویو: پشمام چه لحظه ای بود قشنگ ریدم تو این غافلگیری مثلا قرار بود از پشت مخفیانه بغلش کنم أه لعنتی
ا.ت ویو: این دیگه چه لحظه بدی بود وایییی کارم تموم شد درو باز کردم با قیافه کپ کرده شوگا مواجه شدم
شوگا: آم ...ههههه ببخشید عمدی نبود
ا.ت: ( خنده ریز)
شوگا: به چی میخندی؟
ا.ت: به اینکه خجالت کشیدنت چقدر بامزس
شوگا: ببخشید( بغل)
ا.ت: من باید اینو بگم( بغض«یدونی میرنی به بازوش»)
شوگا: گریه نکن وگرنه قلبم ترک میخوره با گریه کردنت معذرت میخوام همش تقصیر منه
راوی: اروم لبشو خیلی نرم میزاره رو لبت شیرین میبوسه
شوگا: خیلی دوست دارم
ا.ت: م...من( غش میکنی)
شوگا: ا.ت ...ا.ت
( فلش به بک بیمارستان)
دکتر: چیزی تیست یه سرم بهشون تزریق کردیم مال درد این دوران بهتره خودشونو گرم نگه دارن از غذاهای ......( توصیه های پزشکی)
روای: شوگا ا.ت براید استایل بغل میکنه و له سمت خونه حرکت میکنن
(فلش به بک خونه)
ا.ت: اینا چیه
شوگا :«بغلت میکنه» هدیه کوچولو برای معذرت خواهی
ا.ت: لازم نیود اینقدر خودتو به زحمت بندازی ... اها راستی نمیخوای بهم بگی چرا امروز حالت بد بود؟
شوگا : میگم حالا بیا بشین زیاد ایستاده نمون اذیت میشی... چرا اینجوری نگام میکنی
ا.ت: خیلی دوست دارم( بوسیدیش)
راوی:واینطوری اشتی کردید و اون روز به خوبی گذشت
بلخشید اکه بد شد هول هولکی نوشتم اخه امتحاناته و.... مغرم نکشید
- ۱۲.۷k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط