My_lovely_dragon

اژدهای دوست داشتنی من ~•
پارت اول

شکی در این نیست که اون یه اژدها بود ولی دلیل اینکه چرا من عاشقش شدم رو فقط خدا میدونست...خب، بهتره از اول همه چیز رو بگم نه؟؟
.
.
.
.
چشمام رو که باز کردم دیدم تو یه جنگلم. موهام مثل یه زیر انداز پخش زمین شده بود و باد صورتم رو نوازش میکرد.
جنگل به طرز عجیبی ساکت بود. متعجب بودم که چرا تو جنگلم. یادم نمیومد آخرین بار کی خوابم برد و چرا اینجا بیدار شدم. فقط میدونستم که هرچی که هست شروع یه بدبختی دیگه رو برام رقم میزنه..
کاملا تنها بودم. بدون اینکه که فقط خدا باید بهم رحم می‌کنه. نور آفتاب از بین شاخ و برگ ها میزنه به صورت و چشمم.
‌دستم رو به عنوان سایه بان میارم بالا و رو چشمم میزارم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منتظر پارت بعدی باشین😉💥
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی (درخواستی)

@mobina.one هر چی بیشتر میگشتم ، کمتر به نتیجه می رسیدم .مثل...

part:6{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

The unwanted roommate ___________________________ویو پارک یو...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۴نشستم. عوضي برگشت تو اتاقش....

____[The Forbidden Crossing]____

پنهان عشق

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۹ *مروارید*یه روح ، در حال رقصیدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط