اڪَر مـاه عطـری داشـت ، قطعـا بوی تـو را می‌داد.

اڪَر مـاه عطـری داشـت ، قطعـا بوی تـو را می‌داد.

اڪَر #شـب رنڪَی بود.

حتـما به سلیقه تـو لبـاس می‌پوشیـد

اڪَر چشمڪِ ستـاره‌ها صـدا داشـت

شڪ ندارم تـو جایـشان حـرف می‌زدی...،

مـن ڪه به آسـمان نرفته ‌ام

نمی‌دانـم !

در تـو اما پرواز ڪرده‌ام،

ماه و #شـب و ستـاره خـودت هستی...
‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۲)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

آقای پزشکیان، عکس بچه‌ها رو در سازمان ملل بالا بردین، اما به...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

شاهکاری به نام دروغ

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$دکتر : عمل موفقیت امیز بود ...

𝐃𝐚𝐫 𝐨𝐦𝐠𝐡𝐞 𝐧𝐞𝐠𝐚𝐡 𝐭𝐨(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟒...کاملا در آغوشش قر...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

part ⁹* ۲ ماه بعد..ویو ستاره کوشولوتون👈🏻👉🏻🎀:توی این ۲ ماه ات...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط