#Our_life_again

#Our_life_again
#ᏢᎪᎡͲ_⁵²

الان باید چیکار کنم؟
لعنت بهم....
الان برم بگم باهام قرار بزار؟
یا صبر کنم خودش بیاد؟
وایییییییییی
دستمو بردم تو موهام و بهم ریختمشون و جیغ کشیدم....
که.....
-چیشده؟
با خنثی بودن خاصی اینو گفت....
توی نگاهش نگرانی نبود...‌‌
خالی بود....
از هر احساسی....
+چی؟
-مشکلی نداری؟
+نه....نه ندارم....
-آهان....
+چرا اومدی؟
-داشتم رد میشدم....
انتظار همچین چیزی رو نداشتم....
+داشتی.....رد.....میشدی!؟
-آره....انتظار دیگه ای داشتی؟
+نه.....
-باشه....من میرم....با اجازه
دیدگاه ها (۰)

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

ادامه پارت ۷۰₹خوب تا اینجا که همه چی طبیعیه بریم سراغ زخم ها...

پارت جدید..میگذرد..

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

پارت 186

فیک کوکفصل ²پارت ⁴ویو ا.تاز پله ها غر غر زنان رفتم بالا وارد...

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

free from the court (p11)

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط