Part¹⁶

Part¹⁶
Dance with Devil

با صدایی که بغض توش می چرخید گفت

_ ی خواسته ای داشت وقتی به ارباب گفت ارباب مخالفت کرد ولی اون ...
قبول نکرد خیلی پافشاری کرد تا به چیزی که می خواست برسه
ارباب بهش گفت که چیزی که اون می خواد رو هیچ وقت بهش نمیده
ولی باز مخالفت کرد تا وقتی که ارباب به طور قاطع خواستش رو رد کرد
و حتی اون رو تهدید به مرگ هم کرد...

می خواست ادامه بده ولی حرفش رو قطع کردم

_چیزی که اون می خواست چی بود
_اون ارباب رو می خواست
_چی؟واضح بگو
_خواهرم ارباب رو دوست داشت ، اون می خواست با ارباب باشه
_ لونا خواهر توعه ؟چرا کوک خواستش رو رد کرد ؟
_چون عاشق یکی دیگه شده بود
_کی؟
_ی دختر، اون دختر تو بار وقتی مست بود به ارباب اعتراف می کنه

سرش رو آورد پایین
موهاش افتادن تو ی صورتش
صداش عوض شد
دیگه صدای بغض از جملاتش شنیده نمی شد
تنها صدایی که می‌شنیدم صدای
نفرت بود
سرش رو آورد بالا
انگار خون جلوی چشماش رو گرفته بود
دیگه احترامی توی جملاتش نمی دیدم
با صدای خش داری گفت

_و اون دختر
اون تو بودی

با این حرفش خون توی رگام سرد شد
پاهام سست شد
بدنم لرزید
زبونم گرفت
انگار...
انگار نمی تونستم حرف بزنم
ولی اون ادامه میداد:

_تو باعث شدی خواهرم خودکشی کنه
تو

با هر کلمه ای که از دهنش بیرون میومد
فشار بیشتری به قلبم میومد
چشمام تار شد
دستش رو برد سمت جیبش
و ی چیزی بیرون آورد
اون چی بود؟
درست نمی تونستم ببینم
نه
نه
ا..او...اون چاقو بود؟
اون می خواد چیکار بکنه ؟

بقیش پارت بعد ناناس ها
دیدگاه ها (۱۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

۳ پارتی

**پارت ۸**صدای برخورد بدنت با تشکِ نرمِ تختِ اتاق امن، تنها ...

پارت .چهار . ای لاو یو جی کی «پنج روز بعد»«ات ویو»توی این پن...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

Cold melody part 8ساعاتی که بعد از اون اتفاقِ فاجعه‌بار گذشت...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.2 (روایت از زبان ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط